دست اجتهاد در نطاق اختيار استوار ساخت و به قصد آنكه رخسار اميد مخالفان تيره و چشم املشان خيره گرداند ، به جمع آوردن لشكر پشتكوه ، شهسوار عقل را به تيزتك سعى ، سريعرو و مرغ اهتمام را بدين هوا تيز - پرگردانيد و ناوك راى كه نشانهء راست روان است ، از تركش فهم دوربين بدر آورد و به اشارت جمع آوردن سپاه در دست پيك فرمان داد و به سوى سپهداران ممالك روان ساخت .
سرداران سپاه را كه قاعدهء بندگى و فرمانبرى چون اساس دولت قاهرهء سلاطين رسوخ يافته و طاق اخلاص و رواق اعتقاد به بنيان طاعت - دارى اختصاص گرفته و عمارت انقياد بسان قصر رفيع سلطنت مرتفع و بلند بود ، به مجرد ايما و اشارت ، سر بر آستان طاعت آوردند و به اتفاق جنود به - ديلمان معسكر نمودند .
جواسيس اميره حسام الدين كه قواعد استحكام اساس سپاه پشتكوه و آمادگى عسكر پرشكوه را دريافتند و به گوش اميره رسانيدند ، خيال بلند اميره به عزيمت محاربهء اهل جبال ميل ننمود و اوج خيال نبرد به حضيض مرتبهء ممالك روه پيش گيلان مبدل گشت و پيش برد ظفر ، طريق نبرد با اهل گيلان بيهپيش شناخت و اين راه پيش گرفت و تمام لشكرى را به كوچسفهان و رشت معد ساخت .
چون صورت اين خيال بر مرآت خواطر خان احمد معاينه گشت ، از ديلمان عزيمت كوچ به صوب صواب انجام رانكوه تصميم پذيرفت و ركاب جلال از پشتاراه به رانكوه شرف نزول يافت و فى الفور به جمع امرا و سرداران صاحب لوا و ترتيب سپاه ، سعى جزيل واجب شمرد و نزد علاء الدين تولم جلال الدين حسام الدين كه در آن حين سپهسالار لاهجان بود و نزد كارگيا امير كياى گوكه و سپهسالار لشتنشاه فرستاد و به اشارت جمع -
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٣٢٦