به نسبت نواب همايون پادشاهى شاهى در هيچ باب به اظفار خلاف اطاعت خراشيده نشده كه موجب بىعنايتى طالعان درگاه شاهى باشد .
اين كتابت به دست پيك سرعت داد و روانهء اردو ساخت چون نوروز سلطانى نزديك بود ، به هواى رانكوه خاطر همايون مايل گشت و به مراد دل متوجه صوب رانكوه شد .
در اين اثنا ايلچى اميره با حكم لشتنشاه شرف ملازمت دريافت و پيغام گزارد كه بر موجب حكم شاهى الكهء لشتنشاه را بما رجوع بايد كرد تا قواعد محبت و صداقت فيما بين استحكام پذيرد و به ثبوت پيوندد .
در همين حال دو سه نفر ايلچى از جانب امراى شاهى رسيد كه الكههاى پشتكوه به ايشان رجوع شده است . از اين جهت آتش غضب اعلاى خانى زبانه كشيد ، اما چشم خرد آتش حدت را به زلال صبر و آلات اعتدال حكمت حلم تسكين داد و حشر سپاه مكر و مراء و حيل شيخ نجم را صف غازيان تدبير احاطه نمودن ، مصلحت تمام دانست .
به هر حال با ايلچيان امراى شاهى گفت و شنيد كرده ، در باب استحصال حكم پشتكوه ، به ابطال حكم ايشان يك ماه مهلت طلبيده ، ايلچيان را روانه ساخت و در جواب اميره پيغام فرستاد كه بيت :
از برت شب زندهدارى من امروزينه نيست * در وفاى تو مرا ديرينه حق خدمت است
مخالفت ميان شيعه و سنى قديمى است و مبناى اين مخالفت فيما بين جد ما و معاويه هم بوده است . لشتنشاه ملك قديم ماست و غيرى را متملك شدن ، امر محال خواهد بود و تعصب از دين بودن مسألهاى است مشهور .
بدين حكايت ايلچى اميره را هم روانه ساختند .
بعد از چند روز حضرت قاضى هم از اردو معاودت نمود و حكم لشتنشاه