اميره عايد گردانيد و به التفات عواطف پادشاهانه سرافراز و به فر مصاهرت عز امتياز يافت و درجتى عظيم و سعادتى جليل حاصل كرد و تا انقراض زمان رتبهء عاطفت بر اولاد و اعقاب سمت ازدياد و رقم تابيد و تخليد خواهد يافت ان شاء اللّه .
فصل [ هفتم ] در تمهيد مقدمات تشريف آوردن ملك اشرف اعظم ملوك رستمدار به آستانهء اعلاى خانى كامگار جهت استمداد جند و عسكر و شرح قتل ملك بيستون حاكم نور در دست حرم در تاريخ سنهء ثلث عشر و تسعمائه
چون اقبال دولت روزافزون ، استقبال آمال انام ايام مىكرد و كوكب سعادت مشحون سلطنت ، در موافقت مقيم و بخت ابد مقرون مساعد حكومت هفت اقليم و روزگار صورت حسن خلق در آينهء عدل و احسان به اصناف خلق مىنمود و صيقل عنايتش زنگ كدورت از مرآت خواطر مىزدود ، ملك اشرف حاكم رستمدار كه حقوق يكجهتى و متابعت و موافقت و دوستى قديم با خاندان كريم سلطنت نصب العين ضمير آفتاب تأثير گشته بود ، به جهت دفع تعدى و تسلط ملك بيستون و قطع محاصرهء قلعهء كجو كه مدتى در ضيق ضبط مبارزان ملك بيستون محصور مانده بود و ملك كاوس - فرزند ملك اشرف - در آن قلعه متحصن ، دولت ملازمت و سعادت خدمت دريافت و به رسم خدمت گلهاى نياز و نوباوههاى اخلاص ، تحفهء مجلس سامى آورد و به لشكر و عسكر مستمد و به عنايت كامله مستند گشت و صورت اهانات حد نبودهء ملك بيستون به نسبت سلطان هاشم ، حكاك خرد بر نگين حافظهء اعلاى خانى نقش كنده و اشكال آن ثبت دفتر ضمير شده و از عدوان ملك بيستون با ملوك طوايف رستمدار كه انجام مهام كليه و جزويهء ايشان بر ذمت همت و عهدهء راى صواب نماى نواب حضرت اعلائى مقرر و در ايادى طالعان خدمت متمشى بود و ملك مذكور تنگ بغى به مركب تعدى تنگ كشيده ، در همه حال چهرهء آمال