تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
كه هرچه در حق اين خاندان عزت كرد * جزاش بر زن و فرزند و خانمان گيرد
و به همم بلند اعلاى خانى ، در ضبط ممالك و رعيت‌پرورى ، منطقهء جد و جهد بر ميان جان بست و چهرهء اميد كافهء خلق را از خلق كريم اعلاى خانى بسان گل ، احمر گردانيد . با وجود توافق كه ميان على جان ديكنى و سديد بود ، در سزا و جزاى او خدام عالى مهلت مصلحت ديد و على جان را به عنايت كامله مستمال ساخت و منصب امير الامرائى سديد [ را ] به على جان تفويض فرمود و منصب سپه‌سالارى سپاه ديلمان همچنان به او مسلم داشت . دو منصب درگه - سالارى كه در دست مخلصان سديد بود ، به محمد سورچان و موالى رجوع نمودند و قامت احوال ايشان را به خلعتهاى لايقه طراوت دادند و مرسوم و مواجب به قدر كفاف عطيه فرمودند و برادران سديد از اهل مناصب و غير مناصب را مقيد گردانيدند و [ در ] عوض ، ملازمان مخلص خير منهم را نايب مناب ساختند . و علاء الدين تولم جلال الدين رانكوئى را به سپه‌سالارى لاهجان نصب كردند و على حسام الدين كه سالار سپاه لشتنشاه بود ، سپه‌سالارى رانكوه به دو تفويض نمودند و بعد از ضبط و نسق و قانون ممالك ، كتابتى بنابر تذكرهء قتل سديد به ملازمان حضرت اميره حسام الدين رفع فرمودند و در عقب ، ايلچى جهت تشريح غرور و شقاوت سديد و عرض اخلاص و استمداد همم نزد اميره فرستادند و استدعاى ارجاع و اعواد اولاد كارگيا يحيى مرحوم - كارگيا على - و اميره رستم و فرزندان كارگيا امير كياءگوكى - مير حسن - و كارگيا ناصر كيا نمودند . حضرت اميره باز فرستادن اولاد كارگيا يحيى مصلحت نديد . حال آنكه نزد اميره پيغام داده بودند كه سپه‌سالارى دو الكه موقوف تشريف فرزندان كارگيا يحيى است . فرزند صغير كارگيا امير كيا - كارگيا ناصر كيا - را حضرت