سر همعهد شدند .
چون قوتها به اتفاق ، امتثال قوت مميزه نمودند ، حضرت سراجا به مضمون اين بيت :
با تو كسى كه يك سر مو آورد خلاف * مو بر تن از نهيب تو چون اجدها شود
صورت احوال به عرض نواب متعال رسانيد . از صحت تدبير ، خفقان و اضطراب و قلق و ارعاب كه اعلاى خانى از غصهء سديد داشت ، به داروى عنبر راى رزين و مفرح تدبير حضرت سراجا تسكين يافت .
اتفاقا درست قصد سديد ، تا وقت نقارهء سحر با برادران در صحبت وداع و فراق
« هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ »
بود . وقت نقاره به خلوت خاصه همايون آمده ، به خواب رفت . بيت :
خصم بالين سلامت را كجا بيند به خواب * ز انكه آن سركش زيادت مىكشد پا از گليم
حضرت سراجا چون بخت خود در بيدارى و شب زندهدارى بود ، تحقيق خواب سديد كه نمود ، نرمنرم و آهستهآهسته درگشود . ياران كار را كه مهياى آن كار ديد ، يعقوب غلام را بيرون در به پاس داشت و به معنى اين ابيات به ذكر مزيد دولت اعلاى خانى مترنم شد . بيت :
شب به پاس تو هندوئى است سياه * بسته بر گرد خود جلاجل ماه
خاتم نصرت الهى را * ختم بر تست پادشاهى را
لعل با تيغ تو خزف رنگى * كوه با حلم تو سبك سنگى
فتح بر فرق و پاى تو زده فرق * فتنه در آب تيغ تو شده غرق
رونقى كز تو ديده دولت و دين * باغ ناديده ز ابر فروردين
و سوره چان محمد و موالى و سفنديار را بدرون خلوت همايون آورد