و اشارت « هدموا بنيانكم بالسّيف » كرد و ايشان با تير و شمشير و تبر « 1 » به سديد حمله آوردند و در ساعت كارش آخر كردند . بيت :
آن كار كه ايام همى خواست برآمد * آن وعده كه تقدير همى داد وفا شد
تبعهء شر و فساد و شومى بغى و عناد سديد به دو بازگشت و چون حباب و شرار زودمير و اندك بقا شد و سد شرك ، رخنهء عظيم و ثلمهء قوى يافت .
بيت :
سدى شكسته گشت كه تا دور روزگار * در گوش طاس چرخ بماند از آن طنين
مساعى جميلهء حضرت سراجا و هاجا در بساط مجلس دولت قاهره به موضع لطيف و محل شريف قبول پيوست و آثار فرزانگى او بر چهرهء روزگار تخليد پذيرفت و عنوان نامهء پادشاهى و صدر تاريخ جهاندارى به ذكر جميلش بهجت و بها يافت و اين سعادت را شرف اسلاف و سرمايهء فخر اولاد و اخلاف خود ساخت و بر اندازهء اقدام سعى ، سزاوار عواطف و اكرام و فراخور مآثر و انعام پادشاهانه به رفيعتر درجتى و شريفتر منزلتى رسيد . و در آن وقت به منصب مهترى خدام زير و بالا و درون و بيرون ، شرف اختصاص التفات يافت . بيت :
به رنج اندر است اى خردمند گنج * نيابد كسى گنج نابرده رنج
و مشارع و متاهل اعلاى خانى از شوائب خادعان اعدا مصون ماند و از تجلى نور عدل و تباشير صبح انصاف ، دور فتنه انطفا پذيرفت و ظلمت عدوان از عرصهء ممالك منتفى گشت .
بعد از فراغ قتل سديد ، به قيد برادران سديد شروع نمود . بيت :
هامش
( 1 ) - بعد از تبر كلمهء « تير » دوباره تكرار شده است .