تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
رزين ، ارتفاع شموس مقاصد گرفت و به افق مشرق حاجات طالع مطلوب و مرام جست و به كمند تدبير على جان و ملا على ديكنى و هدايت لمسرى كه در ايفاظ فتنه شريك يكديگر بودند ، به حيطهء قيد آورد و قبايل على جان كه منصب سالارى سپاه و كوتوالى قلاع داشتند ، همبند و شريك قيد ايشان ساخت . و بر موجبى كه قصهء روانه ساختن سپاه همراه ملك اشرف ، جهت دفع ملك بيستون ايراد رفت . چون ملك با لشكر ، الكهء كلاره‌دشت را قدمگاه و محل نزول سپاه گردانيدند ، با مقيمان قلعهء هرسى جنگ درپيوستند و محاربه بنياد نهادند . و از مردم قلعه هركه ما تحت قلعه به مقابله درآمدند ، جنود نصرت شعار به ضرب شمشير و تير بعضى را به بالا و بعضى را به زير زير و زبر كردند و به مقام معهود چون عزم معاودت نمودند ، سردار سپاه محافظت عقب لشكر واجب شمرد و بعضى جنود را در پى داشت كه اگر اهل قلعه خدعتى به كار دارند ، سواران عقب تيقظ نگاه داشته ، آگاهى دهند . گويا زن پسر مير حسين طالغان در عقب مىآمده است ، اهل قلعه شكارى از جرگه جدا مانده يافتند . بر او تاخت آورده ، به قتل آوردند . مير حسين كه از خبر قتل آگاهى يافت ، سراسيمه بىلشكر به يك استر سواره در پى رفت . او را نيز كه اهالى قلعه تنها يافتند ، فرصت غنيمت شمرده ، به قتل آوردند و تا لشكر از اين صورت خبر يافتن ، اهل قلعه متحصن گشته بودند و شب‌هنگام محل بازگشتن لشكر نبود . در آن حوالى صحرائى بود ، فرود آمدن مصلحت دانستند . چون حيف و تأسف قتل سپه‌سالار طالغان در دل سرداران جا كرده و جز به تلافى و تدارك آن قرارى نداشتند ، على الصباح جنگ را آماده گشته ، با قاقل - تره و چپر با اهل قلعه جنگ درپيوستند و آثار مردانگى و جلادت به ايشان نمودند . اهل قلعه كه آهنگ حرب سپاه را به مقام بلند دريافتند ، فروتنى و كوته‌دستى شعار ساختند و زبان زينهار به امان برگشودند و سه روز مهلت طلبيدند .