تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
به صورت تفوق به آينهء تسلط به ايشان مىنمود . چون خطايا و قضايا جمع آمد و به كرامت اطلاع همايون پيوست و مادهء كدورت ازدياد يافت و اضافهء علت وجوب انتقام ملك بيستون گشت . و اوقات مباركات مستغرق استيفاء ابواب انجام مهام و اسعاف مقاصد و مرام ملوك خصوصا ملك اشرف شد و به احياء آثار كريمه ، مساعى جميله واجب دانستند و موازى شش هزار مرد از بلوكات سپاه ممالك محروسه به سردارى كيا براهيم كياى حاجى محمد شكورى و شجاعت و شهامت او رجوع گشت كه جهت دفع و رفع فتنه و ظلم و تعدى ملك بيستون بروند و در آن مجال دو نفر ايلچى ملك بيستون كه شرف ملازمت دريافته بودند ، هردو را مضبوط به ملك اشرف سپرده ، روانهء معسكر رستمدار گردانيدند . هواى گيلان كه رو به گرمى آورد ، مزاج مبارك همايون را ميل دريافت مذاق نشاط ييلاق ديلمان شد . عنان جهان‌گشاى از رانكوه بر سمت لاهجان انعطاف يافت و يك شب تخت لاهجان به عز قدوم زينت گرفت و از آنجا كوكبهء حشم و نجوم خدم در قدم فلك جلالت ركاب همايون از راه شيمه‌رود در مسايرت روان شدند و به طالع سعد به منزل مراد ديلمان رسيدند و آنچه به دريافت هوى « 1 » و هوس بود يافتند . و همچنان‌كه مذكور گشت كه انتقام حركات على جان ديكنى به مرافقت سديد خيرجى ، ثبت دفتر ضمير اعلاى خانى بود و با وجود مسرت قتل سديد ، در آن حال ارتكاب شغل حبس و كينه‌گزارى على جان خالى از حزن و ملالى نبود ، از آن جهت دفع الوقتى واجب شمرده بودند . آنچه در باب انتقام و و حبس على جان ضبط ضابطه و حفظ حافظهء اعلاى خانى بود ، مجددا حضرت سراج الانام وسيلهء استخراج ارقام جداول زيج ضمير شد و به اصطرلاب رأى
هامش
( 1 ) - در اصل : هوا