تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
خيالات فاتره و حركات باطلهء ايشان هويدا و ظاهر و از صفاى جام جهان‌نماى ضمير منير حقيقت ، اشكال مهره‌هاى فنون سديد و على جان معاينت مىگشت ، اما چهرهء مقصود در دفع سديد هنوز در تتق تعويق متوارى بود و دولت خانى به معنى « ألامور مرهونة بأوقاتها » چشم انتظار داشت . سديد هر روز ماده فتنه را زياده مىكرد و به مرتبه‌اى استيلا يافت كه موازى شصت هفتاد نفر از غلامان و مخصوصان خود [ را ] به بالاى قصر رفيع همايون جا داده ، محافظت مىفرمود و خود با يك نفر به خوابگاه اعلى به سر مىكرد و بواسطهء حرمت رمضان ، فكر ناصواب به قصد و غدر نواب كامياب در تعويق افتاد ، ورنه هيچ تقصيرى در حصول مدعا نبود . قضا را در يك شب ماه رمضان به مجلس صحبت ، از رهگذر سخنى و تقريب حكايتى در اثناء محاورات خدام عالى به القاء احاديث محدث اشارات و كنايات شد . سديد كه بر تجويد كلام و تهذيب نطق تعليم نيافته ، راى خود را بر راى عالى رجحان داد و مرتبهء لطف ادا از حد و مرتبهء خود تجاوز نمود و آداب ادب مفقود گردانيد و مكابره به نهايت رسانيد و از اندازه گذرانيد و از بىخردى ، جهت خدام اعلاى خانى خنجر كشيد . آينهء هوا از غبار فتنه و فساد شرارت آن بدكردار تيره گشت و دايرهء حركات و سكناتش خارج مركز عالم و صلاح و صواب بنى آدم شد و فضاى روزگار از غبار شآمت او ظلمت گرفت و روى اهل دل از بدعت افكار او فگار و هواى آن ديار غم‌افزا و غصه‌زا آمد . بيت .
هر صبر و تحمل كه دل سوخته را بود * اندر شكن سلسلهء خم به خمش رفت
حضرت اعلاى خانى عزم بىتحملى آغاز مىفرمود ، اما چون محاسن افعال سرباب فضايل سير و مكارم اخلاق سردفتر لطايف شيم و عادات بود ،