تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
جاى آرد كه بعد از حبس مير حسين ، سالارى جنود تنكابن حق او باشد و مسند امارت معطل و موقوف نماند و صورت مجرد تبديل ، ملحوظ نظر عوام و خواص گردد . بر موجت مواضعه ، براهيم كيا متوجه تنكابن گشت و از زمرهء مراقبان و منتظران شد و علاء الدين تولم جلال الدين حسام الدين را كه سالار جنود رانكوه بود ، معين ساختند تا به تنكابن رفته ، مير حسين را مقيد به رانكوه بيارد . علاء الدين امر عالى را اذعان كرد و با لشكرى يك شب ايلغار به تنكابن برد و مير حسين كه در خواب غفلت بود ، به روشنى صبح ظفر لشكر بيدار گشت و در دست سپاه گرفتار آمد و بر نمط مقرر مقيد به رانكوه آوردند و براهيم - كيا بر موجب مواضعه به سپه‌سالارى منصوب شد و سپه‌سالارى كرجيان به ابو نصر رجوع نمود . چون سديد امارات رشد معلوم كرد و راى خود را صائب يافت ، در فكر قبول منصب سالارى سپاه شكور شد و به قصد كيا حسن - سپه‌سالار شكور - ميان بست و با على جان ديكنى مشورت بدان قرار داد كه جهت دفع مظنه و قطع هول و هراس عوام الناس ، به شمشير فكر قتل او خارج مصلحت است . به داروى مهلك قصد او قرار گرفت . كيا حسن را به مجلس شراب طلبيدند و به شراب مدام الحاح نمودند و در قدح دوستكامى ، داروى دشمن كامى ريختند و به ناكامى به دو دادند و كام خود حاصل كردند . مصراع :
از پاى درافتادم و از سر خبرى نيست .
كيا حسن تاب تجرع نداشت ، به خانه رفت و آن شب تا سحر غريق عطش و قلق و اضطراب شد . سديد چون شب اجل به روز نوميدى او به سر آمده ديد ، رسم عيادت به‌جاى آورد و فهميد كه اثر دارو دفعى نبود . داروى مهلك سريع الاثر ديگر را شربت شفا نام نهاد و در كشيدن فرمود و اضافهء علت مرض موت گردانيد و هرچند آب سردى