تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
از جيب درياى تفكر اين معنى بيرون آورد . بيت :
مگر كه مادر دهرم شكسته بود انگشت * كه از مراد تهى باد دست فرزندم
و زبان حال و لسان مقال به اداى اين معنى گوهربار گردانيد . بيت :
گردش چرخ كهن را سروبن پيدا نيست * تكيه بر جنبش او كار دل دانا نيست
چون ديد كه سواره از پل گذشتن ميسر نيست ، پياده از پل گذشت و اسپ را آن طرف پل بگذاشت . غنيم را رسيده ديد ، همانجا پناهى بود پنهان گشت . علاء الدين به سر پل رسيد و به مكان نزول سلطان هاشم پى برد و به سلطان هاشم سلام داد و به حكم قضا متسلى گردانيد و از آنجا سواره مضبوط به لاهجان آورد و بىمكث به رانكوه برد و آنجا محفوظ ساخت . خبر اول توجه سلطان هاشم كه سپه‌سالار طالغان به نواب عالى به سمام رسانيد ، محل عصريه بود . چون مفتاح ابواب عنايت الهى دريد قضا قدرت اعلاى خانى مقدر بود ، در آن ساعت عزم گشت تصميم خاطر انور گشت . در اين اثنا خبر رسيد كه سلطان هاشم به گيلان آمده است . جمعيت خسروانه بر طبيعت مبارك استيلا يافت و بلا توقف با ملازمان معدود متوجه رانكو شد . از منزل كران‌سرا كه طاير حركت ، تيزبال و سريع‌رو گشت ، خبر قيد سلطان هاشم رسيد . شرارت آتش سديد مشتعل شد و حركت تهتك زياده آمد و يك نفر شاعر استرابادى - پاىشترنام - كه مصاحب سديد بود ، شمشير قاطعى به دست او داد و به جهت قتل سلطان هاشم فرستاد و ركاب همايون به كلستان « 1 » توقف فرموده ، مراقبت مىنمود . پاىشتر به سلطان هاشم رسيد و از امر قتل
هامش
( 1 ) - همان دهكده است كه در صفحات قبل كولستان آمده بود و ظاهرا كهلستان امروزى است كهل بضم كاف يكى از درختان جنگلى است .