غم چيزى نخواهد ديد .
از حركات سديد و على جان و قتل و كوشش « 1 » ايشان ، هراس در مردم ظاهر گشت و همه متحير و سراسيمه شدند . از آن مقوله مردم ، فرزندان كارگيا امير كياى گوكى - مير حسن و كارگيا ناصر كيا - بودند كه از ملاحظهء اين اطوار به ساكنان آستان جلال عرضه داشت نمودند كه بعضى حصه از كياش به ايشان تعلق گرفته و محصولات نامضبوط است . داعيهء احتياط و ضبط آن شده ، اگر رخصت باشد آنجا رفته از آن حصه با نصيب شويم .
چون ما فى الضمير ايشان بر راى عالى منكشف نبود ، بر مصداق « لا يعلم الغيب الّا اللّه » رقم رضا بر صفحهء آمال ايشان كشيد و رخصت كرامت فرمود .
ايشان هردو تن به كياش رفتند و از راه رحمتآباد به بيهپس التجا بردند .
كارگيا امير كيا كه مطلع فرار ايشان نبود ، على الصباح كه فرار فرزندان تحقيق كرد ، بلا توقف آستانهء رفيعه را ملجأ و ملاذ خود ساخت و استعفاى خطاياى ناكردهء خود نمود خدام عليه كه از كمال رحم « 2 » و شفقت غور رسى فرمودند ، دانستند كه كارگيا امير كيا را در اين ماده گناهى نيست . او را به - التفات كامله مطمئن و به عواطف شامله متسلى ساخته ، روانهء شلندهرود گردانيدند .
عقلا ابواب تدابير را به اقسامى چند منحصر فرمودهاند و سياست را جزوى از اقسام تدابير شمرده ، تا حكام روزگار و خواقين كامگار و مدبران كامل به اختيار ، در موضع و موقع خود به كار دارند ، نه آنكه در همه ابواب با خلق خدا و اهل ملك به مجرد صدور صغيرهاى ، حكام ، تدبير سياست به كار دارند و بيت العمل خود سازند و بدين وسيله در حفظ تدبير مفاخرت نمايند .
هامش
( 1 ) - ظاهرا مقصود مؤلف : كشش به معنى كشتن است .
( 2 ) - در اصل : كمال و رحم .