مضمون « معارضة الفاسد بالفاسد و دفع الشّر بمثله » در ضمير گذرانيد و دفع الوقت مصلحت دانست .
سديد و على جان با مردم خود گرداگر در ركاب عالى استاده ، عنان عطف به مستقر جلال شرف ارزانى يافت و سديد با غلامان و بيست سى نفر خود ، قصر رفيع را منزل سكون گردانيدند و على جان با قبايل و عشاير ، شيب تخت جلالت ، در محاذات جام خانه خيمه زده ، مراقبت و محافظت مىنمود .
روز ديگر سديد ، بىرخصت ، خدام عليه را به الموت فرستاد و سيف - الدين را كه سپهسالار الموت بود ، مضبوط به قلعه لمسر فرستاد و حبس فرمود .
چون سديد و على جان به اين حركتى كه كرده ، خود را مستعد عقوبات و مستحق قيد و قتل ديدند ، خوف عظيم بديشان مستولى گشت . صلاح در آن دانستند كه مانع ملازمان قديم كه در ملازمت و خدمت حضرت سلطان سعيد شهيد اخلاص ايشان به وضوح رسيده ، گردند و خدام جديد كه اهل مناصب باشند ، معزول سازند و مناصب آنها را به اخوان و خلان و مخلصان خود رجوع نمايند ، تا ملك حسن امارت از عين الكمال مصون ماند .
بر موجب مواضعت ، سديد از معتمدان خود على جان دعوىدار لاهجانى را به قورچى باشئى و فلك الدين تكامى كه خدمت ملا نعمت كرده و مدتى هم در خدمت سديد بود ، به مهترى خدام منصوب ساختند و ملازمان صغار را سديد برابر خدام رفيعه جهت خود عهد مىفرمود . به نوعى ضبط كرد كه مجال حكايت غيرى به مجلس سامى عالى نبود .
حضرت اعلاى خانى را به راى مبين مبرهن شده بود كه سوء انتظام و فساد مخالطت ايشان مستتبع آفات نامتناهى است . بيت :
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٢٨٢