تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
از صدمات ريا مصون بود ، عزيمت قتل جزم كردند و باغ عهد را به مياه اين امنيت تازه ساختند . با وجود عهدى كه به هر هفته تازه مىكردند ، نفاق درجهء اعلى داشت . شعر :
فلم ار ودّهم إلّا خداعا * و لم أردينهم إلّا نفاقا
شعار روزگار ايشان بود و با همديگر صحبت به نفاق داشتند . بيت :
صحبت نيكان ز جهان دور شد * خان عسل خانهء زنبور شد
با وجود آنكه روى زمانه از اظفار افكار ناپايدار ايشان خراشيده و عمارت امارت و جلالت ايشان از چوبهاى ناتراشيده و كسوت سالارى سپاه بر قد نامباركشان كوتاه ، اما عنايت كاملهء حضرت اعلاى خانى ، ماحى عيوب و ساتر خطيئات و هفوات و زلات ايشان بود و قدر اين سعادت جليل القدر نمىدانستند و از غايت غرور ، راه صواب و دولت اين باب ، از ديدهء بصيرت هردو بدكردار ، مردود درگاه كردگار پوشيده ، سوداى محال و انديشهء باطل استقلال به مقعر دماغ ايشان جا كرده ، هرچند خرد ايشان به هزار زبان فحواى اين بيت :
مكن آنكه هرگز نكردست كس * بدين رهنمون تو ديوست و بس
به ايشان مىنمود ، فايده نكرد . سديد با وجود دانش بغايت گسسته مهار و على جان حيوانى بود بىتعليم بىافسار و به سمت جهل موسوم و از چشمهء حيات علم محروم . آن شب اوقات به سرور قتل ملازمان مذكورين گذرانيدند . چون نيلوفر روز از سطح بحيرهء شب نيلگون غم‌اندوز سر بدر كرد