حكم جهان مطاع شاهى ، بوسيلهء سعى حضرت شيخ در باب قتل على جان شرف نفاذ يابد ، از مال و جهات او كه حكم خزانهء پادشاهان دارد ، حضرت شيخ تمتع كلى خواهند ديد و به خزانهء عامرهء شاهى پادشاهى هم به قدر اموال وصول خواهد يافت و بر مصداق و إذا لقوا الذّين آمنوا قالوا آمنّا و إذا خلوا الى شياطينهم قالوا إنّا معكم إنّما نحن مستهزؤن » سديد در خلوت با ملا حسام الدين مواضعهء افكار ناصواب مىكرد و در انجمن به خدمت حضرت اعلاى خانى عرضه مىداشت كه به تفقد شيخ نجم تقصيرى و تعويقى افتاده و حضرت شيخ اخلص مخلصان و امجد دولتخواهان خدايگانى است . متصل تفقد نمودن واجب است . به هر كيفيتى كه دانست خدام عليه را بر آن داشت كه تحفهاى و تبركى جهت شيخ بفرستد . همچنان تحفههاى لايقهء پسنديده نسق كرد و همراه ملا حسام الدين روانهء اردوى همايون شاهى گردانيد .
ملا حسام الدين كه به اردوى شاهى به خدمت شيخ رسيد و مقالات تمهيد نمود ، شيخ قفل گنجخانهء على جان را به كليد دولت خود گشوده دانست و درى از خزانهء نعمت باز كرده يافت و در بادى الراى حكم همايون شاهى به قتل على جان حاصل كرد .
چون مواضعهء سديد با ملا حسام الدين چنان بود كه هرگاه حكم شاهى در باب قتل على جان حاصل شود ، بعد از ده روز حضرت شيخ حكم به دست ايلچى داده ، روانهء خدمت اعلاى خانى گرداند تا صورت مشاورت از شوائب ظنون مصون ماند .
بر موجبى كه سديد مقرر فرموده بود ، شيخ سلوك كرده ، مولانا حساما لدين را روانهء بساطبوسى نواب اعلائى گردانيد و مولوى مشاراليه به شرف ملازمت سرافراز شد و بعد از ده روز بر مؤداى
« قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ