حضرت اعلاى خانى به عنايت باشد ، عقود عهد مستحكم بود و گاهى كه نظر عاطفت شاهى شامل حال نباشد ، بنيان عهد خللپذير و اساس ميثاق تبديل و تغيير گردد . بدين نسق اميره ايلچىاى از جانب خود همراه شيخ گردانيد و روانهء ملازمت اعلاى خدايگانى ساخت .
خدام عالى به وظايف استقبال حضرت شيخ شرايط تعظيم فوق ما يتصوره الاوهام مرعى فرمودند و به خانهء سديد فرو آوردند . روز ديگر شيخ با ايلچى مذكور به مجلس همايون حاضر شدند و شرايط عهد ، مذكور مجلس گشت .
اگرچه تمييز اين نوع مصالحه بر راى عالى پوشيدگى نداشت و صورت امثال اين عهد را چون سايهء ابر ناپايدار و چون شعلهء برق بىقرار مىدانست ، اما با وجود آنكه در آن اوان ، قدم سعى نواب عالى شاهى رنجهء اين مهم بود و در امرى كه صلاح آن پيرامون خاطر انور گشته باشد بيرون بودن ، از حصافت نبود و بواسطهء آنكه زورق بقاى بزه و مسكين « 1 » چند وقتى از تلاطم امواج حوادث به ساحل فنا نرسد ، وقوع اين نوع مصالحه و معاهده را محال نشمرد و انديشهء صواب مقارن قبول مصالحه شد و به شرايط معهود ، آداب عهد به تقديم پيوست و از جانب خدام عليه ، ملا حسام الدين قصاب و از جانب شيخ على بيك ، محمد على كه لمسرى الاصل بود ، همراه ايلچى بيهپس به ملازمت حضرت اميره فرستادند و بر نهج مسطور فيما بين اميره و خدام عليه قصهء عهد به ثبوت پيوست .
سديد شقى كه به ملكات شرارت و سعايت و خودمشناسى و غرور مستظهر و حشم مكر و حيل را قلب و سرخيل بود ، حرام نمكى شعار روزگار خود گردانيد و با شيخ در ساخت و به خلوت خاص اظهار راز كرد و نقود ناسرهء مموهه به نظر شيخ آورد و مواضعه بدان قرار داد كه اگر چنانا كه در آينهء
هامش
( 1 ) - معنى عبارت روشن نشد .