تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
نموده ، به ولايت فومن سپاه ستاره كثرت تاخت كرده ، غدا اوامس پاى سر - افرازى بر تارك كشور فومن و فتح تخت رشت مىداشتند . خواست حق كه در سلامتى اهل بيه‌پس بود ، اين صورت بر مرآت خواطر همايون شاهى جلوه نكرد و ديدهء ضمير از مشاهدهء اين هيأت ، خواب‌آلود گشت و آن صورت پوشيده ماند . در اين اثنا اميره حسام الدين كه هجوم لشكر شاهى و فتح گسكر در دست ايشان دريافت ، بالضرور عم‌زادهء خود - فرزند اميره بو سعيد - را به استغاثه روانهء تلثيم سدهء رفيعهء شاهى ساخت و استدعاى عفو جرايم خود نمود . مراحم خسروانه مسؤل و ملتمس حضرت اميره را مبذول داشت و غيم جرائم اميره را به فيض شموس عفو محو فرمود و خط امان بر صحيفهء خطاى ايشان كشيد و از آن‌رو كه شيخ نجم را بر السنهء متداولهء آن فرقه و اصطلاح متعارفهء آن زمره شعور و شروع بيشتر از ديگر امراى عظام بود ، نواب عالى شاهى عنان اختيار مصالحه به دست طبيعت شيخ داد و شيخ التزام معاهدهء جانبين و مصالحهء طرفين بيه‌پس و بيه‌پيش نمود و همراه ايلچى اميره متوجه خدمت حضرت اميره حسام الدين گشت و قدم در شارع مصالحه نهاد . چون تتالى امواج بحار حزن باران و تهاون امرا و تقصير سرداران بر مزاج اقدس استيلا يافت ، لشكر هوا و هوس را از تسخير بيه‌پس منصرف گردانيدند و بر عرصهء دل و صحن‌سراى ضمير منير عالى شاهى ندماى خوش الحان حواس و دستياران دايرهء خيال مجلس خاص ، به مقام روح‌افزاى عراق ، به نغمات ملايم مذاق مترنم شدند و دماغ صحبتيان قواى حافظه از صداى اين ندا ترتيب يافت و نقش صوت العمل عراق از ممر سامعه بر صفحهء حافظه منتقش گشت و طبيعت مبارك اعلاى پادشاهى ، فريفتهء حيل اين خيال شد و آنچه باطنا به خاطر اشرف خطور كرده ، از قوه به فعل آورد و لله بيك را كه