صحيفهء خاطر انورش در باب عزيمت تسخير بيهپس و خدام عالى خانى با مجاهدان سپاه در اظهار شعار طاعتدارى بلاتهاون و تقصير ، به خورمهلات شرف سرور و نشاط و حضور طالعان آستان آسمان آساى شاهى را دريافتن نقش بسته بود . به حسن تقرير ، بشارات اشارات به نفاذ رسانيد .
حضرت اعلاى خانى جهانبانى را كه قبل از ورود اين اشارت قصهء توجه ركاب شاهى ملهم دولت بود و به همه الكه نسيم عنبر اشارت به جمع آوردن لشكر منتشر فرمود و به جهت خرج لشكر ديدهء اميد منتظر اشارت اين خدمت مىداشت ، از وصول امر مجدد ، دست عقل كامل را كه نقشبند كارخانهء ممالك عالم است ، به تصوير و تحرير قدغن جمعيت لشكر كار فرمودن لازم دانست .
سرداران ، سپاه كه جمع آوردند . نواب همايون خانى سپاه را قلب سليم گشت و به قصد دريافت خدمت حضرت شهريارى شاهى ، كمر توفيق در ميان بست و به مساعدت سعادت روان شد و به مقام روى بنه « 1 » كه جوار سر پل سفيدرود است ، اعلام دولت منصوب ساختند .
بعد از نزول سپاه و قراريت ملازمان بارگاه چون نصفى از جعد زلف شب گشوده گشت ، حضرت اعلائى با صد سوار منتخب و سرداران شجاعت حسب از لب سفيدرود متوجه اردوى شاهى شدند . چون به موضع كيسم از ممر آب سفيدرود عبور افتاد ، نواب كامياب شاهى خبردار گشت و حضرات امراى عاليات مثل شيخ نجم رشتى كه امير الامرا بود با محمد بيك استجالو « 2 » و ديگر امراى حضرت به استقبال اعلاى خانى تعظيم و تكريم فرموده و به خورمه - لات كه مخيم جلال شاهى بود فروآوردند و به شرف مجالست و دريافت صحبت همايون شاهى محظوظ گردانيدند .
هامش
( 1 ) - شكل ديگرى از « رودبنه » است .
( 2 ) - شكل ديگرى از « استاجلو » است .