چون بساط مجلس از نشاط نور محاورات و مشاورات مصالح امور صفا و ضيا يافت ، مواضعه بدان قرار گرفت كه شيخ كبير در خدمت اعلاى خانى كشورگير با لشكر كبير از راه پاشجا و حسن كياديه و سياه سطل بويه متوجه تسخير رشت گردند . و در آن وقت اميره حسام الدين به اميد فتحى كه در زمان سلطنت ميرزا على مرحوم از مردم بيهپس ديده بود ، باز در دافجا به موضع گيشه دمرده معسكر نمود و آن مقام را به حصن حصين استحكام داد و آقا مير بهادر كه سالار سپاه كوچسفهان بود ، در ميان ولايت كوچسفهان ، مقام پل هندوان « 1 » را استحكام داده ، نشست .
بر موجب مقرر نواب عالىخانى از خورمهلات به مركب مراد سوار گشت و باز به سر پل سفيدرود بر سر سپاه سايهء هماى همايون انداخت و با تمام جنود به پاشجا نزول جلال فرمودند .
چون پرتو نور خورشيد روز بر بشرهء قيرگون شب ظاهر گشت ، ركاب جلالت خانى به كامرانى متوجه تولاوهء رود بنه شد و به فرخندهتر طالعى به تولاوهء رود بنه رايات عظمت آيات منصوب گردانيدند و مواكب همايون بدان مقام قرار گرفتند .
و سديد با لشكر منتخب و سرداران صاحب نسب شجاعت حسب به ايمل كنده « 2 » تاخت برد و نهب و غارت و احراق بيوتات كه دست داد تقصير نكرد و به ملازمت و خدمت همايون به تولاوهء رود [ بنه ] مراجعت نمود .
در اين اثنا بعضى قلوقجيان و اختاجيان شاهى كه به حدود كوچسفهان جهت علوفه رفته بودند ، با آقا مير بهادر دوچار گشته ، جنگ درپيوستند و آقا مير بهادر را از مقام استحكام بركندند و دو سه جا از اسپ فروآوردند ،
هامش
( 1 ) - امروز هندوانه يردهسر گويند .
( 2 ) - امروز املكنده گويند و با عين نويسند .