تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
قريب دستگير باز سوار شد و به ضرب حرب به مقامى كه اميره حسام الدين را حيز استحكام بود رسانيدند . راى ممالك‌آراى شاهى خورشيدوار ، ضوء توجه به كوچسفهان انداخت و آن ولايت را به فرّ قدوم مواكب همايون روشنى داد و خدام عالى از تولاوهء روى بنه متوجه سياه سطل بويه كه ولايت اميره حسام الدين است ، گشت و نزول اختيار فرمود و از آنجا مقام شيرايه را مكان قرار ساخت . قضا را باران عظيمى در آن مكان به حيز ظهور رسيد و يك هفته استمرار يافت و به مرتبه‌اى مستولى شد كه از فرط امطار همه بوم و مرز آن ديار كالبحار گشت . چون حضرت اعلاى خانى از آن منزل تشريف ركاب به كوچسفهان ارزانى فرمود و شرف صحبت اعلاى سلطانى شاهى دريافت ، در هر باب مطارحهء مقالات سمت صدور يافت و بعد از انصراف صحبت و خدمت ركاب دولت باز به شرايى « 1 » معاودت نمود و بر نهج قرار منتظر توجه امراى شاهى به فومن بود كه از اين طرف هم سپاه ظفرپناه متوجه رشت گردد . در مدت يك هفته از تواتر باران ، گل‌ولاى به مرتبه‌اى رسيد كه حركت جز تشابك مراكب ميسر نبود . چون نسق قضا مرادف قدر ملاحق عالم مطيع شاهى به تسخير ممالك بيه‌پس بدان قرار يافت كه ميرزا محمد آستارائى با بلوك خود و بيرام بيك و چلپا بيك با لشكر گران از افق گسكر درآيند و كران تا كران ممالك بيه‌پس را احاطه نمايند ، خاطر اشرف اعلاى شاهى منتظر كه تير اين تدبير از گشاد دولت بر نشانهء ظفر آيد . در حصول اين مقصود استاد قضا كه نقش‌بند اين كارخانه است ، بر لوح آينهء خاطر انور اعلاى شاهى صورت تعويق بنمود حال آنكه امراى عالىمقدار ، از راه دريا بار به حدود گسكر آمده ، تمام گسكر را فتح
هامش
( 1 ) - چند سطر بالاتر شيرايه آمده است .