متوجه قانون و نسق ممالك محروسه شد و به تعيين منصوبات مساند امارات پنج الكه كه معطل نهاده ، بىسامان بود ، شروع پيوست .
چون نسل اكابر و اشراف سديد به طمع بزرگى خود به مخادعتى كه دانست و شعبدهاى كه توانست مستأصل گردانيده و غرض كلى و مقصود اصلى او منحصر به اختيار الملكى بود و سوداهاى خام از اين معامله در سر داشت ، چه اگر تمييز فضيلت امارت و استحقاق اين مرتبت بر راى عالى پوشيدگى نداشت ، اما انجاح مقاصد سديد به دلايل چند كه شرح آن طولى دارد ، به ملازمان عالى سمت وجوب گرفته بود . از آن جهت سالارى سپاه لاهجان و اختيار الملكى به سديد رجوع فرمودند و عقد امور كلى و جزوى در قبضهء اختيار او نهاد و چون ملا على جان در احتيال و قتال و جدال با سديد شريك و مزاج العله بود ، على جان را به سپهسالارى خليط ساخت و سپهسالارى ديلمان براى او از نواب همايون استدعا نمود و سپهسالارى ديلمان به على جان رجوع نمود و سپهسالارى رانكوه به علاء الدين تولم حسام الدين محول ساخت و على حسام الدين را به سپهسالارى لشتنشاه و براهيم كياى حاجى محمد شكورى را به سپهدارى گرجيان نصب كردند و سپهسالاران ديگر ولايات را به حال خود گذاشته ، تغيير و تبديل ندادند و طبقات ملازمان حضرت سعيد شهيد را على مراتب اقتدارهم به عنايت و مرحمت ملتفت گشت .
و چنانچه قبل از اين ذكر رفت كه سلطان عباس به موافقت خدام عالى متوجه اردوى شاهى بود و از قصهء قتل ميرزا على از پاكديه به الموت مراجعت نموده ، در وقت انصراف همايون از اردوى شاهى ، باز شيخ كبير را نواب شاهى به طلب سلطان عباس فرستاد و على اى حال سلطان عباس به شرف بساط بوسى نواب شاهى مستسعد گشت . ضعف ماسكهء سلطان عباس به مجالس شرب فوق الحد بود و طبيعت او متحمل شرب مدام نبود و مشرب او مخالف مشارب و از
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٢٥٥