و مكان حكومت نزول كرد .
طبقات اكابر و اصاغر مملكت كه در غياهب تفرقه و ظلمات هموم سرگشته بودند ، در ايام ظهور دولت و سلطنت اعلاى خانى ، به مزاياى عنايات مخصوص التفات شدند و به ميامن ترشيح عواطف و مراحم پادشاهانه نضارتى بىاندازه بر اغصان احوال هريك ظاهر شد ، بيت :
اى عنصر تو مخلوق از كيمياى عزت * وى دولت تو ايمن از صدمت تباهى
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم * ملك آن تست و خاتم فرماى هرچه خواهى
در همان روز غازيان كه به لاهجان وقت قريب غروب آفتاب رسيدند ، بىتوقف رو به خانهء بو سعيد مير نهادند . بو سعيد مير فهميد كه غازيان قصد او دارند ، فرار اختيار كرد و به خانهء همسايهها پناه جست . غازيان همانجا پىبرده [ او را ] مضبوط گردانيدند و به رانكوه به خدمت اعلاى خانى آوردند .
سديد اكتفا به استشمام رخصت اول كرده محل را نازك و فرجه را مضيق ديد و فرصت حيله كه قبل از وقوع حبس بو سعيد مير كرده بود ، از مغتنمات دانست و بىرخصت مجدد از نواب عالى همايون ، جلاد را فرستاد و به حوالى تخت رانكوه ، بو سعيد مير را به قتل آورد .
هنگام قتل ، بو سعيد مير اين قدر بر زبان آورد و توقع نمود كه طمع به لطف شامل پادشاهى اين است كه نام خبريجىگرى بر او اطلاق نكنند كه در اقوام ايشان خبريجىگرى نبوده و عشاير منزه از اين صفت بودهاند .
سديد به قتل بو سعيد مير سرعت و استعجال بواسطهء آن نمود كه هنگام محاورات و حكايات با نواب عالى توفر التفات خاطر در باطن و ظاهر به نسبت بو سعيد مير فهميده و در اهمال و امهال قتل بو سعيد ، مظنه خلاص و عفو