تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
رايات جلالت آيات چون به پاكديه كه ملك موروث است منصوب گشت ، سديد كه بىمنت و معونت غيرى حضرت اعلى را به متكاى خلافت و سلطنت ثابت و راسخ و منازعان ملك را مقهور و مقتول دريافت ، غصه حركت خارج فرزند مير شاه على خالق بردى نام بخاطر آورد و صدد انتقام او گشت . فرزند مير شاه على را مقيد ساخت و جهات او را ضبط فرمود و اسباب را تالان كرد و شهباز بلندپرواز عزايم خسروانه جناح همت برگشود و اراضى ديلمان را سايهء فر عاطفت گسترانيد و تمام اهالى آن ولايات مراسم استقبال و لوازم تكريم و اجلال به تقديم رسانيدند و زبان بهجت و استبشار به تهنيت شرف قدوم و فتوحات برگشادند و جهانيان از بشارت مراجعت به خير ، در عين كمال و كامرانى نهال آمال و امانى به ازهار و اثمار بهجت و شادكامى تازه و بارور گردانيدند و كافه خلق در مهاد امن و امان ، مرفه و شادمان و برخوردار شدند و اين بيت :
به قومى كه نيكى پسندد خداى * دهد خسروى عادلى نيك راى
شعار خود مىگردانيدند . آنچه سديد در دل گرفته بود در باب قتل كالجار به ظهور آورد و در وقت نزول به ديلمان ، از مقام انتقام دو مثال متحتم الامتثال به اسم بو سعيد مير و كالجار شرف صدور يافت . مضمون يكى آنكه خدام عالى از ديلمان متوجه لاهجان است . كالجار از رانكوه جهت وظايف استقبال و تعظيم ، نزد بو سعيد مير به لاهجان آمد . روز ديگر خدام اعلى در وقت سوار شدن كتابتى به اسم كالجار قلمى فرمود . مضمون آنكه عزيمت لاهجان منفسخ گشته ، ركاب همايون به مستقر سرير سلطنت رانكوه متوجه است . تا بو سعيد مير در غلط افتد و از اجتماع ضدين ابطال مدعاى سديد نشود . كالجار كه به اتفاق بو سعيد مير داعيه ركاب‌بوسى به لاهجان داشت ،
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 251 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده