تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
محال خواهد بود . بيت :
دماغ فاسد حاسد به حال صحت كلى * نيايد تا نيايد بر سرش تيغ مبارك دم
سديد در محل انصراف ركاب همايون از اردو ، به استعمال مكر و حيله ، به وسيلهء ايفاء تقبلى ، حسن على نام را با صد سوار همراه آورد و با امراى شاهى بدين نوع ساخت كه اگر سپاه گيلان به قتل بو سعيد مير و كالجار اهمال و اغفال نمايند ، غازيان بلا توقف ايشان را به قتل آرند . با وجود آنكه عنايت شاهى كافل امانى و آمال بو سعيد مير و كالجار شده ، به جلد وى فتح ، خلعت عنايت فرموده و به كتابت مخصوص التفات گردانيده بودند ، سديد چون مصر به قتل ايشان بود ، جهت حصول مدعا و استحكام تدبير خود حكم شاهى حاصل كرد . ماصدتش آنكه « 1 » هركه مخالف دولت قاهره و مطيع امر نباشد بر موجب اشارت به قتل آرند . نتيجه و قصد و نيت اين نوع حكم حاصل كردن آن بود كه بعد از قتل بو سعيد مير و كالجار اگر نواب اعلاى شاهى اعتراضى فرمايد ، حكم قاطعهء همايون دافع اعتراض باشد . شقاوت سديد نه بدان مرتبه استيلا داشت كه در معرض تعريف درآيد و در مهمى و امرى كه سديد بدان راغب بود ، منتظر رحضت و رضاى خدام اعلاى خانى باشد . رشتهء طغيان او زياده از حد طولى داشت و قصد و عزم و رغبت نواب عالىخانى را به مدعا و دلخواه سديد مانعيتى نبود . و در آن وقت كسى كه مشاراليه و معتمد عليه و قيم دولت باشد ، در خدمت و ملازمت اعلاى خانى نبود كه دفع عزايم نافرجام او كند . على اى حال ، سديد از حضرت عالى استشمام رخصت قصد بو سعيد مير و كالجار نمود و به مجرد استشمام ، مدعاى خود به حصول مقرون گشته ديد و طوارق حدثان را خللى در بنيان رفيع الاركان خود تصور نكرد .
هامش
( 1 ) - در اصل : آنك .