تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
مصلحت وقت ندانست ، امراى شاهى به طمع كلى تقبلى حريص شدند و پيش - كشى طلبيدند خدام عالى يك هزار تومان به رسم پيش‌كشى متقبل گشتند و رخصت انصراف ملازمت ، حاصل كردند و قامت مباركش به تشريفات لايقه و كمر شمشير طلا و تاج مرصع زينت يافت و از اردوى شاهى ، ركاب عالى متوجه ممالك محروسهء گيلان شد . و در حين توجه ، حضرت لله بيك ، يك قطار استر با جهات و رخوت و جامهء خواب اضافهء مكرمات و بدرقهء كاروان مروات و هدايا و عطايا ساخت . مناشير سلطنت و خلافت اعلاى خانى كه به توقيع رفيع
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ »
مسجل گشت و امور ملك و ملت مستند به ذات كامل شد و بر اهل بصاير ظاهر گشت كه سنت قادر حكيم تقدست اسماؤه بدان جمله جارى شده كه
« وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا » *
، اعلاى خانى جادهء سلامت پيش گرفت و پاى عزيمت به ركاب استعجال درآورد و عنان سعادت و اقبال به صوب دار المرز معطوف فرمود . چون شقاوت و شيطنت و بدبختى و اخلاق ذميمه سديد را جبلى بود و چنانچه در فصول گذشته شرح ذمائم و ايقاظ فتنه‌هاى او مبسوط گشته است كه سديد در نوبت دوم كه حضرت اعلاى خانى خاقانى متوجه اردوى شاهى بود ، از ابتداى نهضت از لاهجان تا هنگام اقامت به اردوى پادشاه زمان ، در ازمان حركات و ركضات كلمات سديد با نواب عالىخانى نقص اطوار و مذمت اخلاق و ابطال افكار و نفى استحقاق حكومت و جهاندارى حضرت شهيد سعيد بود و درصدد آن شد كه فيما بين اب و ابن مؤدى به خلاف و جدال و فساد و خشونت گرداند و اگر چنانا كه قصهء شهادت حضرت سلطان سعيد به ظهور نمىرسيد ، شآمت اقوال سديد در مادهء خلاف احتمال را دخلى مىداد كه چون غول بيابان دائما كار او راه‌زنى بود و خدام عليه را از جاده سلامت