تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
گر نگشتى گوهر ذات شريفت واسطه * مىگسست ايام عقد سلك را از بو البشر
حضرت اعلاى خانى در اين انديشه‌ها بود كه ناگاه فيج مبارك‌قدم مسيح دم رسيد و به شمامهء نامهء فتح رقم ، مشام آمال نواب عالى بىهمال را معطر گردانيد و ديدهء اميد از مشاهدهء جمال مقصود منور گشت و چشم سعادت به سرمهء كام روشنائى يافت و تباشير صبح بهجت از افق مراد پيدا آمد و از ورود و حصول اين امنيت نواب خانى وظايف شكر شكور به تقديم رسانيد . بر عالميان ظاهر شد كه كاخ رفعتى كه برافراختهء لطف آلهى باشد ، به منجنيق مكر و احتيال اهل ضلال اختلال نيابد . بيت :
بزرگ كردهء او را فلك نبيند خرد * عزير كردهء او را جهان ندارد خوار
آفتاب سلطنت از كسوف ملال انجلا يافت و چمن ملك را به ميامن رشحات سحاب ايزدى طراوت زيادت گشت و طبقات اكابر و اصاغر و اعيان و اماجد درگاه شاهى ، زبان بهجت و استبشار به تهنيت فتوحات برگشادند و از فر حضور مباركش قوتى تازه و ارادتى بىاندازه ايشان را به نسبت خدام رفيعه حاصل شد و عاطفت بىانتهاى شاهى حضرت اعلاى خانى به مزيد تربيت و نوازش و تهنيت سلطنت و حكومت دار المرز اختصاص بخشيد و طبل بشارت فروكوفتند و مجلس شادكامى آرايش دادند و حضرت اعلاى خانى به حصول غايات امانى و آمال واثق و مستظهر گشت . بر راى عالى كه مقارن مشيت الهى است ، چون امارات فتح و نصرت و استحكام قواعد سلطنت واضح شد بيش از اين به اردوى همايون اقامت