تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و درجهء شهادت اب رحمت شعار در بيت الاحزان غربت مانده و آينهء جمال حال در حريم عنايت شاهى پادشاهى منتظر انوار حسن مرحمت و رأفت بود و در بيداى دهشت گوش به بشارت
« وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ »
داشت و نظر به قدوم آيندگان جادهء سلامت مىگماشت تا مگر از أستار غيب لطيفه‌اى كه موجب بهبودى باشد ، روى نمايد و صبح نجاح و فيروزى از مشرق اقبال طلوع كند . بيت :
روز و شب ز آرزوى اين مقصود * چشم و گوشم به سوى راه و در است إذا طنّت الأذنان قلت ذكرتنى * إذا اختلجت عينى رجوت التلاقيا
در اين هنگام كه ناكامى به مرتبهء كمال و سن مبارك حضرت اعلاى خانى به حد اعتدال رسيد و از رياض حركات و سكناتش بوى سلطنت و جهاندارى چون نكهت رياحين از نسيم بهارى مىدميد و از مجارى كردار گفتارش نور سرورى و كامگارى مىدرخشيد و آينهء خرد و كياستش ، از صغر سن به صيقل تجربه‌هاى گوناگون جلا يافته و از ارحام بنات مصطفوى و اصلاب امهات و اظهار آباء مرتضوى نتيجه‌اى بدين كمال در حيز ظهور نرسيده و سالها در بستان سعادت نهالى بدين سرسبزى و بهجت و استعدادى بدين قابليت پيدا نشده بود ، ذات همايون اعلاى خانى كه مستعد قبول سلطنت و مستحق افاضت نشأة حكومت از مبدأ فياض شد ، كرامت عون آلهى و ميامن شعاع قدسى بر بشرهء همايون ساطع گشت و فرّ ايزدى ظهير شهريار شد و سلطنت و مهترى از معدات غيبى يافت . بيت :
گرچه از پشت پدر با افسر و تاج آمدى * افسر از بازوى خوددارى نه از پشت پدر