تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
سعيد شهيد ، منزلت شربتچىگرى داشت و در شب قتل مخلوط و ممزوج با خدام ، در ورطهء تلف و معرض هلاك مىگشت ، و به عون عنايت صانع بىبدل ، از خلل و زلل مصون و محفوظ از آن معركه بيرون آمده بود ، رسانيد كه به ديده يقين ديده و به نظر تحقيق دانسته‌ام كه قاتلان حضرت شهيد مبرور مغفور و ضاربان سعيد سرحلقه و مقدم ملاعين شمر صفت ، مير حمزه و بعد كره بو سعيد و در عقب ليلج اميره و برادر كره بو سعيد و برادران گيو - حمزه حسين و علاء الدين و جلال - بودند . از ملازمان حضرت شهيد مرحوم كه در آن شب به قتل آمده بودند ، كجى محمد بود ، دو سه نفر ديگر زخم‌دار بيرون رفته بودند . ديگر خدام به سلامت بودند . آن روز چنان سياه و تاريك به شب رسيد كه روز [ را ] از شب تفرقه‌اى نبود . بيت :
هوا از قعر دريا تيره‌تر شد * فلك چون قعر دريا پر گهر شد
ميرزا على از بىقرارى به مسكن خود قرار گرفت و زمام نفس خود به - دست غضب داده و عنان خرد در كفهء عجلت و غفلت نهاده دريافت سپاه پشيمانى بر او تاختن آورد و با نفس خود در كارزار شد . بيت :
ميرم از درد و ندارم كس كه دارد ماتمى * اى اجل بگذار تا گريم به حال خود دمى
از ناكامى نقارهء شادكامى فروكوفتند و در تلبيس خطا تدبير عنا به‌جا مىآورد و به استفسار بليغ تحقيق منزل حضرت اعلاى خانى در پاكده فرمود . و كاتبى كه حاضر بود ، كتابتى به اسم مير حسين اسوار ديلمانى كه از
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 226 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده