تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
اميره انوز را در همان شب نزد خود آورد و عهد داد و دل او را به انواع رعايت مطمئن گردانيد و مكتوبا و ملفوظا نزد بو سعيد مير استمالت فرستاد كه سپه‌سالارى لاهجان كه موروث شماست به ابد متصل باد ، مستظهر به عنايت كامله بوده ، كالجار را مضبوط گردانيده ، به هرچه زودتر متوجه رانكوه گردد كه هرچه مدعا و مطلوب است ، بىواسطه به حصول مقرون خواهد شد . اميره انوز را در ساعت به تبليغ اين رسالت به لاهجان فرستاد . در اين اثنا از ملازمان حضرت شهيد سعيد شيروى خرارودى كشج كه خادم خاص و پاس انفاس و اشارت و خدمات بود ، سر برهنه از مقام قتل فرار جسته ، على الصباح به لاهجان به كالجار رسيد و احوال رسانيد . حضار مجلس حمل به جنون و مجون كردند و طبيبان شروع به علاج نمودند . در اين گفت‌وگو ، نوكران كالجار خبر تحقيق اين واقعه آوردند و اميره انوز هم رسيد و تبليغ رسالت و كتابت كرد . از اين حركات و حكايات بو سعيد مير متفكر و متحير گشت و با كالجار همجليس شده ، خاك بر سر ريختند و سينه‌سوزان و جامه‌دران گشتند و اشك ندامت و حسرت از ممر سهو و غفلت و سستى تدبير و كسالت و تقصير ، از ديدهء اندوه روان كردند و بر نقصان فكر و خساست جوهر تعقل و ركاكت طبع خود اطلاع يافتند كه بدين رتبه اخص انواع‌اند . طريق ازالت اين جهل مهلك و حل اين مسئلهء مشكل پيش گرفتند و به استقصاى بليغ و احتياط رفيع قصد استنباط ادلهء قصاص به استعمال تدابير مسايل صحيحه نمودند و به تدارك موضع خطا و تلاقى منشأ غلط شروع كردند و به عرض انتقام و وجوب قتل و انصرام ميرزا على كمر جد و جهد بر خاصرهء جان بستند و به تعديل و تمزيج اقوال مختلفه و تكافى آراى متضادهء اكابر و اصاغر قواعد تحليف واجب شمردند و استحكام اين اساس لازم دانستند و در محاورات و مجاملات اخلاق كوشيدند . خيال باطل و فكر غلطى كه در افتتاح خوض و
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 228 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده