تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
سهراب - تاج الدين رستم نام - در ميان نهاد . قضا را ميان كره بو سعيد و رستم مذكور نزاع ملكى شد . رستم صدا بلند كرد و افشاى اسرار آغاز نهاد نقض ميثاق و افشاى سر كه كره بو سعيد از رستم دريافت ، آتش در جان او مشتعل شد و از سهو خود هشيار گشت و با خود در جنگ شد و به مضمون اين ابيات مترنم آمد . بيت :
دوست شمر آنكه بود پرده‌دار * پرده‌درند اين همه چون روزگار چون دل تو بند ندارد بدان * قفل چه خواهى ز دل ديگران
تحقيق مىدانست كه اگر اثر اين دود فتنه آشكار شود ، خاك همه بر باد فنا خواهد رفت . رستم كه تند متوجه خدمت سلطان حسن گشت ، بر فحواى
« وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا » *
راه ضلالت را طريق هدايت شمرد و به رستم تاخت آورد و به ضرب خنجر مقتول گردانيد و از اين خون ناحق دانست كه حركت قبيحهء او اگر به اطلاع نواب سلطانى پيوندد ، قتل و قيد او مهيا خواهد بود وسواس شيطانى فهم و عقل او را محجوب ساخت و مضمون
« فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً » *
شامل حال گشت و در خاطر كره بو سعيد متخيل شد كه اگر به بهانهء زنا با حرم خود رستم را متهم سازم و قتل رستم را وسيله گردانم و حرم بىگناه را بدين جرم هم به قتل آرم ، باعث نجات از عذاب دنيوى او خواهد بود . بدنيتى و بداعتقادى و بدبختى كه در حق سلطان حسن در دل گرفته بود بر مؤداى
« يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ »
بدى به دو عايد گشت و حرم بىگناه خود را هم به قتل آورد و پناه آستانهء رفيعهء حضرت اعلاى خانى را گردانيد و معنى
« لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ »
بر زبان راند .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 218 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده