تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
« بيت »
دل من برق و نالهء من رعد * چشم من ابر و اشك من مطر است
شعار خود گردانيد . غافل از اين‌كه افعال او در زمانه مجبور نشانهء تير ملامت و غرامت او خواهد بود و شكايتى كه در مذهب عقل محذور و از انصاف اهل دين و دولت و طريق اخوت دور ، از او يادگار خواهد ماند و ذاهل از اين معنى كه هركه در غرقاب دنيا و غوغاى سراب‌نماى اين سرا دل نهد و به دو اعتماد كند ، همچنان باشد كه بر باد تكيه كند و در آتش تيز ، آب حيات جويد و از بىكارى آب به هاون كوبد . ميرزا على به ديدهء خيال جمال سلطنت [ را ] در آينهء مطالعه معاينه تصور نمود و بر اعواد ايام گذشته ، مواد انس پيوسته ديد و به قصد سلطان حسن عزم جزم كرد و حصول اين مراد ناصواب و ارتكاب قصد اين كبيرهء كثيرة العقاب ، در دست شكسته و ريسمان راى گسستهء كيا هند مردود متمشى دانست . مقدمهء سلسله با او راست گردانيد . و جمعى از مخاذيل كستاميران سمامى لعنهم اللّه « 1 » مثل فرزندان مير گيو - علاء الدين و حمزه و جلال و حسين - و كره بو سعيد را نكوئى كه همه خدمتكاران ميرزا على بودند و از صغر سن به انواع التفات محسود اقران گشته بودند و سرحلقهء مفسدان و سردفتر مفتنان و سر طويلهء اهل شر و عناد و پيوسته تير غدر در كمان سركشى نهاده و سر سنان خون‌ريز براى ستيز تيز كرده و مردم سپاهى و دلاور بودند و در زمان حكومت كارگيا مير احمد معروف به خبرچىگرى [ بودند ] در اين قصد شريك ساخت و بنيان عهد و ميثاق به مواعيد اشفاق با ايشان مستحكم گردانيد و كره - بو سعيد اين مشورت را با برادر خود - جانباز - و خواهرزادهء او - فرزند
هامش
( 1 ) - دنبال « لعنهم اللّه » كلمهء « عليهم » نيز آمده است .