تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
سر برزده ، محل مدارا و مواسا و ملاحظه صلهء رحم نيست . حبس ميرزا على اولى مىنمايد . بيت :
گفتن ز من از تو كار بستن * غافل نتوان چنين نشستن
چون هنگام فرونشستن چراغ دولت بود و انوار مصباح اين نصايح به خلوت دل و صومعهء سامعه ، محل اضاءت نيافت . حضرت اعلاى سلطانى از صفاى اعتقاد و ضياء اخلاص كه با ميرزا على داشت الحان اين موعظت نافع كه ثمرات آن از نتايج نهال اخلاص و خدمتگارى بود ، به گوش دل نشنيد و از استماع آن آيات ، اكراه به ظهور رسانيد . سخنهاى شريف كه به عبارات لطيف اعلاى سلطانى در جواب مؤدى گشت اين بود كه هرگز سد مؤاخات ما كه حصار عمارت مودت و حامى ثغور موالات ميرزا على است ، از نقب زنان وهم و خيال به تيشهء احتمال رخنه پذير نخواهد شد و در مذهب اخلاص و اعتقاد ما رخصت فتوى اصحاب اسماع كاذبه و شما نيست كه به وسيلهء ترتيب مقدمات وهميه ، از صراط مستقيم اخلاص صميم برگردد و بر منشور اخوت و طغراى مودت رقم بىرحمى و بىشفقتى به حال ميرزا على كشيده شود و عهدنامه دوستى
« كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ »
گردانيده آيد و از دايرهء وفا قدم به صحراى جفا نهاده شود . تا باشم در وظايف احترام ميرزا على سر موئى تقصير نخواهم كرد . خلق كريم حضرت سلطانى خوچنان گرفته و عادت چنان نموده بود كه به هر هفته دو نوبت به ديدن ميرزا على مىرفت و نخل هرگونه آرزوى او را به بر مقصود مىرسانيد و دست هوس او را به خان نوال مطلق مىگردانيده و در ظلمت مشكلات استضاءت از پرتو خورشيد راى او مىنمود تا يكدل و يك‌رو به حق بپيوندند و از تفكر غير معرض باشد .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 221 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده