تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
« إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » *
صفات كاملهء اوست . بيت :
در علم صنايعش همه خلق زبون * كس را نرسد كه اين چرا و آن چون
اگرچه حضرت اعلاى سلطانى تاج الاسلامى را از نيكو خدمتى كياهند ملعون انواع التفات و رعايت ثبت صفحهء ضمير بود و به مناظم احوال او خاطر اشرف متوجه ، اما كالجار كه در سايهء آفتاب خسروى ، از حد فرمان‌برى به منزلت فرمان‌دهى ، رسيده و سديد شقى در ميان كارها درآمده
« ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ »
او شده ، در جميع امور با كالجار مساعدت و موافقت مىنمود و كالجار را سوء مزاجى با كيا هند پيدا گشته . چون كالجار از خاك برداشتهء حضرت اعلاى تاج المفارقى بود ، رعايت خاطر او لازم مىديد و اگر زنگ « 1 » اهانت كالجار و سديد را با كسى در دل مىبود ، در اثبات مدعا متفق اللفظ شده ، حدوث صورت جزويه را بر نمط كلى به نظر كيميا اثر اعلاى سلطانى مىنمودند و نقود مغشوش مموههء خود را به بازار صيرفى خرد اعلاى سلطانى ، مخلوط به مسكوك خالص رواج مىدادند . خبطى كه كالجار به كيا هند حمل كرده ، يكى اين بود كه اسپ و استر بسيار در وقت فتح تنكابن از نهب و غارت در تحت تصرف كياهند درآمده ، حصه‌اى كه جهت ديوان به در كردن دستور بود ، كياهند تقصير و امساك جايز شمرده است . ديگر آنكه از ممرات پوشخانه تصرفى داشته است . ديگر احتمالات كاذبه را ضم كرده كيا هند را از منصب سپه‌سالارى معزول ساختند . كيا هند مردود از صورت عزل خود متحير كه با وجود فتح تنكابن و
هامش
( 1 ) - در اصل : زانكه .