خدمات پسنديده و سروجان طفيل ساختن ، جاى عنايت و مزيد رعايت او بود . بناى عزل را كه از قانون عدل خارج ديد ، از حضرت سلطان حسن مأيوس گشت و دل به كلى از سمت اخلاص بگردانيد .
منصب سپهسالارى شكور را به برادرزادهء كيا هند - كيا حسن - تفويض فرمودند و سپهسالارى ديلمان اضافهء رتبهء كالجار گردانيدند .
ميرزا على كه احوال خود را بغايت پريشان مىديد و اگرچه حضرت سلطان حسن در وظايف رعايت و حمايت تقصير نمىكرد ، اما اعتماد به كرم آن حضرت نداشت و استيلا و تسلط كالجار و سديد را در امور تحقيق كرده بود و مىدانست كه ايشان مفتن و محيلاند و خوف عظيمى از ايشان داشت از اين جهت متوهم بود و هر لحظه خبر حبس و قيد به مسامع شريفه مىرسيد و كوكب شادمانى كه از اوج عنايت سلطانى طالع بود ، رو به حضيض نهاده و چشمهء زندگانى تاريك و چهرهء امانى سياه دريافت . خواتيم شعبان كه موسم رحمت و موعد مغفرت است ، ميرزا على غرور سلطنت در دماغ گرفت و كلاه سرورى و سركشى بر سر نهاد و قتل فريدون كه دائما ملحوظ نظر بود ، مادهء انتقام آن غلبه كرد . بيت :
بىياد روزگار تو گر يك نفس زنم * تعطيل عمر دانم و تضييع روزگار
عنان ضبط و تصرف از سركشى نفس و غرور شرور از دست داد و قوت صبر رو به تراجع آورد و قواى كريمهء نفسانى ، آلودهء طبيعت غضبانى گشت و ايام مؤانست و عهد مواصلت حضرت سلطانى [ را ] در طى نسيان آورد و زنگ تيرگى و غبار تغيير به آينهء دوستى و اخوت راه داد و مكرمت و ملاطفت آن حضرت را چون سايهء ابر ناپايدار و لمعان برق بىقرار ملاحظه فرمود .