تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
رانكوه گشت و مركز رايات سلطنت ، آن مقام را ساخت . و همچنانكه در فصول گذشته ياد كرده شد كه شيخ نجم ايلچى را كه جهت مصالحه بيه‌پس و بيه‌پيش نزد اميره حسام الدين فرستاده بود ، ايلچيان را مقيد گردانيد و ملتفت سخنان شيخ نجم نگشت . شيخ نجم قصهء طغيان اميره حسام الدين و جسارت او را كتابت فرموده به مسامع جلال شاهى رسانيده بود . قهر شديد الانتقام شاهى به تخريب الكاى اميره جلوه نمود و از كردستان سرادق جلال ، به طارم شرف نزول يافت . چون خبر بشارت نزول ركاب همايون به نواب عالى سلطان حسن رسيد ، فرستادن بيلاكات لازم شمرد و هرگونه تحف از جانوران شكارى و متاع گيلانى به اسم پيشكشى فرستاد .

فصل [ ششم ] در قصهء درجهء شهادت يافتن سلطان حسن در دست ميرزا على و شهادت ميرزا على در دست بو سعيد مير و كالجار و به اردوى شاهى رفتن حضرت اعلاى خانى به تاريخ سنهء احدى عشر و تسعمايه

چون مهندس عقل از مساحت كارخانهء تقديرات الهى عاجز و ديدهء فهم از ادراك كنه طول و عرض اقاليم صنايع و بدايع قدرت حضرت ايزدى و اسرار مرموزات حكمت سبحانى عاجز و قاصر و دست تدبير از مشيت و تقدير احد قدير قصير ، هرآينه در امرى كه ارادة اللّه بدان جارى شده باشد ، به هيچ وجهى تغييرپذير نگردد و خير و شر و حيات و ممات به صورت تدابير اشخاص و انواع مدافعت و مرافعت ميسر نگردد و مؤداى
« يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ »
هرچه ارادهء اوست متغير و متبدل نشود و مصداق