سلطنت مفتوح گردانيدند . بعد از فراغت استحمام و تطهير ، از قزوين به فرخندهتر وقتى و خوبتر طالعى نهضت فرمود و ركاب فلك قدر ، در مسايرت نصرت به طرف ديلمان روان شد و به منزل نياجك « 1 » چون آفتاب به ممالك ديلمان سايهگستر آمد و ماه دين و دولت اشعهء شرف انداخت .
حضرت سلطان حسن تا منزل نياجك ، وظايف تعظيم و استقبال مرعى فرمود و در كنار گرفت . بيت :
روح با روح آشنائى يافت * دلش از درد غم رهائى يافت
بعد از حصول صحبت حضرت سلطان حسن ، به وظايف تفقد و به استخبار مقامات و مشقت سفر متكلم گشت و به انواع عطوفات خاطر نوازى فرمود و مادامى كه ركاب همايون به اردوى شاهى تشريف مىداشت كسى را يارى مداخلت به امورى كه خلاف طبع و نقص ملك و ملت باشد ، نبود .
سلطان هاشم كه بساط آستانهء شاهى از شرف قدوم نواب خانى خالى يافت ، ايلچى را با بيلاكات و تبركات به اردوى شاهى فرستاد و عرضه داشت كرد كه همچنانچه سلطان حسن وارث ملك است ، من نيز وارثم و سلطان حسن آنچه شرط مهترى و بزرگى است با من بهجاى نمىآرد و مسؤل و ملتمس به انجاح مقرون نمىگرداند و بىمعاونت و عنايت نواب شاهى حصول امانى ميسر نيست . [ به ] آستانهء همايون كه منزلگه راستان و قبلهء اسلاميان است ، پناه آورده تا از كمال عدالت غوررسى فرمايند .
القصه ايلچى سلطان هاشم به تقبلى بسيار ، حكم كرجيان حاصل كرد و با ايلچى شاهى ذو النون نام به خدمت سلطان هاشم مراجعت نمود .
هامش
( 1 ) - اين كلمه « بياجك » نيز خوانده مىشود .