تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
نمايند ، به قتل آورده ، سر يكى از ايشان با همان كاغذ تزوير بيارند . و مكتوبى ديگر انشاء كرد معمول به نشان اميره حسام الدين ، به اسم مير غياث الدين و همان كاغذ را سديد ، در درون آستين خود نگاه داشت . تا چون هنگام تبليغ حجت و محل قتل مير غياث الدين باشد ، بر مثال شعبده‌بازان ، دست در ميان رخوت برده ، آن مكتوب تزوير بدرآرد . بر موجب مقرر اعمال كاذبه به ظهور رسانيد . قضا را همان طالغانى جهت الجه ، متوجه حدود بيه‌پس گشته است ، كسانى كه مهياى قتل او بودند ، طالغانى را به قتل آورده ، سر او را با همان كاغذ تزوير نزد سديد آوردند . سديد همان كاغذ را با سر طالغانى برداشته ، به خيمهء بيرام بيك بشتاب رفت و فرياد برآورد . همهء امرا حاضر شدند . سديد زبان گزاف دراز كرد كه تنها نه اين كاغذ ميان ايشان داير است ، بلكه ديگر كاغذها هم در ميان است . شرط در ميان آورد كه در ميان رخوت او ديگر كاغذ اميره حسام الدين هست . چون شرط بسته بود ، لازم شد رخوت مير غياث الدين را كاويدن . سديد عجالت ورزيده ، دست در بخچهء مير غياث الدين كرد و كاغذ تزوير كرده كه داشت بيرون آورد و به امرا نمود و فرياد از دست مير غياث الدين زد . تمام امراى شاهى تحقيق كردند كه مير غياث الدين با ايشان درصدد غدر بوده است . همه به قتل مير غياث الدين متفق اللفظ شدند و مير غياث الدين را به قتل آوردند و قاسم بيك و برادران او كه فرزندان مير زين العابدين طارمى بودند ، از شآمت مير غياث الدين هم به قتل آوردند . و كاغذهاى تزوير را به اردوى شاهى فرستادند . هرآينه كسى كه به وسيلت انتقام با ولىنعمتان سورت غضب راند و با ضعيفان و فرودستان ، جور و ظلم روا داشته باشد ، آثار ادبار اين صفت ، راه سعادت ابدى آن طايفه را مسدود گرداند و گرفتار ظلمت ظلم گردد .