آباد نزول نمودند و قبل از اينكه نواب شاهى و حضرت اعلاى سلطانى جهت استطلاب لشكر به مازندران ايلچى فرستاده بودند ، از جانب مير عبد الكريم پانصد نفرى به سردارى تاج الدين قاضى و از جانب آقا رستم ، هفتصد سوار به سردارى يك نفر ميرى ، به حوالى كوهدم به كومك رسيدند .
عازيان هر روزه از موسىآباد ، به كوهدم به محاربهء بيهپسيان مىآمدند و جنگ تير مىكردند . اما مبالغه و مجاهده نداشتند ، روزگار مىگذرانيدند .
و بعد از اندك مدت از محاربه دست باز داشته ، به موسىآباد معاودت مىنمودند .
چون كيفيتى از كافرنعمتى در طبيعت مير غياث الدين رسوخ يافته كه مبدأ صدور افعال شنيعه مىشد و هر لحظه به تحريك فتنهاى اظهار ما فى الضمير خود مىكرد و سپاه شاهى را دلالت به غارت و تالان خرگام و ديلمان مىنمود ، تا اين ولايات نيز مثل ولايات لمسر و طالغان خراب و ويران شود ، سديد و كالجار تجاسر مير غياث الدين و اعمال سيئهء غير مرضيهء او را چون دريافتند و متحلى بدين مناقب دانستند ، به ترتيب و تدريج در تدبير دفع حركات نامحموده و شقاوت ابدى كه پيش گرفته بود گشتند و تجنب از مخالطت و تحرز و تنفر از مجالست او واجب شمردند كه دناءت او سبب فساد احوال حكام مبرز و مادهء عوايب سلاطين مستبصر مىشد تا به رعايا و رعيت و ملك و ملت چه رسد .
سديد و كالجار ، به اتفاق در باب قتل مير غياث الدين با بيرام بيك و چلپا بيك مجلس مشورت كردند و مبلغى تقبل نمودند . بيرام بيك كه مير عاقلى بود فرمود كه مير غياث الدين در اردوى همايون مشهور و معروف است و بىسندى و تبليغ حجتى او را به قتل آوردن خالى از تعذرى نيست . البته وسيلهاى مىبايد .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص١٩٠