منصب امارت كلى مىكرد . مير غياث الدين به استظهار عنايت سلطان هاشم ، خلل در امور مملكت و حكومت حضرت سلطانى مىنمود و رخنه در امور به ظهور مىرسانيد و در آن صدد بود كه بناى مودت و يكجهتى بيرام بيك و سلطان هاشم را به وثوق عهد استحكام دهد . از اين جهت لا انقطاع در تحريك فتنه و تخريب ولايات طالغان و لمسر كه مدتى در تحت فرمان داشت ، سعى مىكرد و در زجر و ملامت رعايا و رعيت ، درويش و توانگر را متساوى مىداشت و رحمى به هيچ طايفه نمىكرد . با وجود آنكه همه روزه علوفهء مقررى از كالجار لطفا اوعنفا اخذ مىكردند ، اكتفا بدان هم نمىنمودند و مال صامت و ناطق و طارف و تالد و مأكول و ملبوس اهالى لمسر [ به ] نهب و غارت مىبردند و هيچ فرونمىگذاشتند .
اتفاقا آن سال در تلال و هادجبال برفهاى عظيم و سرماهاى بىاندازه به مرتبهاى رسيده كه راهها بالكل مسدود و انباشته شده بود كه اهل بلاد را ارتحال و انتقال محال و راه فرار مجال نداشتند . عاقبت خرابى به مرتبهاى رسيد كه رعايا و رعيت از هستى درافتادند و مدت سه ماه بيرام بيك ، بدين نسق با لشكر اوقات به لمسر گذرانيد .
چون آفتاب به بيت الشرف رسيد ، كالجار و سديد به هر حيله كه دانستند و تدبيرى كه توانستند ، بيرام بيك را پيش گرفته ، متوجه جيجان و رحمتآباد گشتند و خدام حضرت اعلاى خانى ، رايات سلطنت به لمسر ثابت گردانيده ، اقامت فرمود .
خبر توجه لشكر شاهى كه به اميره حسام الدين رسانيدند ، سپاه كوهدم و جيجان و رحمتآباد را به مقابلهء ايشان امر فرمود كه متحصن به حصن حصين گشته ، در كمين باشند و آنچه دست دهد به محاربه تقصير نكنند و خود به رشت توقف فرموده بيرام بيك و كالجار با جنود نصرت شعار ، به موسى -
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص١٨٩