تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
چون عنان عنايت ازلى بدان معطوف بود كه سحاب نوال سعى جميل نواب عالى بر حدائق مطالب اولياى دولت افاضت نمايد ، وظايف ملازمت و مسئول و ملتمس حضرت خانى را به مكان احماد و مقام ارتضاى نواب شاهى پيوسته گردانيد و آمال به انجاح مقرون گشت و به سايهء سعادت پادشاهى آسودگى و استراحت حاصل شد . نواب اعلاى پادشاهى شاهى شمع ضمير به مجالست مشاورت افروخته ، بيرام بيك را با لشكرى كه در تابين بودند ، همراه حضرت اعلاى خانى گردانيد . رأى جهان‌آراى خانى پرتو مراجعت به ممالك گيلان انداختن مصمم فرموده و پيك گردون ، اخبار مقامات ركاب جلالت ، به گوش اوليا و اهل روزگار شايع و مستفيض گردانيد . چون قرص خورشيد سلطنت به افق قزوين طالع شد ، با وجود زمستان و خرابى الكهء طارم ، مصلحت بدان قرار گرفت كه به لمسر نزول فرموده ، حضرات عاليات امرا و سرداران ، مثل چلپا بيك مير خلخال و جوشن بيك مير قراباغ و ورساق و ديگر غازيان نامدار كه نواب شاهى جهت معسكر تعيين فرموده بودند ، جمع آورده ، از آنجا متوجه بيه‌پس گردند . بر موجب صلاح لمسر را مخيم سرادقات جلال ساختند . خواطر زمين و زمان به وصول ركاب خدايگانى ، نور بهجت و بها گرفت و بلبل طرب بر گلشن شادى در ترنم آمد . و همچنانچه در فصول گذشته قصهء فرار مير غياث الدين از خدمت ميرزا على و به اردو رفتن مذكور گشت ، با وجود آنكه قلعهء طارم در دست نواب سلطانى بود ، مير غياث الدين با امراى شاهى در ساخته ، التماس قلعه و طارم فرمود و همت عالى شاهى اسعاف امنيت او نمود و طارم و قلعه را به مير غياث الدين رجوع كرد . مير غياث الدين كه كينهء حبس و قيد در دل داشت و با كالجار كه در