رسيده ، دفع صائل از لوازم امور دانست .
خاطر مبارك ميرزا على ، از اين صورت مكدر گشت و راه حق كه دائما ثبت صحيفه خاطر مبارك بود ، پيش گرفت و سلطنت صورى را به ارادت خود بدين جانب باز گذاشته ، به عبادت حق شعف زياده گردانيد . چون نشأة سلطنت و خلافت از هداياى الهى است و امور مسلمين از منهج صواب و قاعدهء صلاح عارى و عاطل گذاشتن خارج مصلحت اين خاندان بود ، ارتكاب امر خطير سلطنت نموده شد ، تا همچنان ميرزا على ما را پدر و مخدوم و در امور مزاج العله بود و آن حضرت ما را برادر و شفيق و رفيق باشد و همان طريق عهد كه با حضرت ميرزا على مسلوك مىداشتند ، همان شيوه به نسبت اينجانب مرعى فرمايند و اوقات و ساعات مستغرق استيفاء تمتع مائدهء اخوت و مودت و مصادقت گردانند كه در استرضاء خاطر شريف به هيچ وجهى تقصير نخواهد رفت و آنچه مدعا و مطلوب باشد ، به حصول موصول خواهد گشت .
مقالات مذكوره به خدمت سلطان هاشم تبليغ فرموده و بواسطهء رسوخ وثاق محبت و وثوق علائق مودت و قوام يكجهتى و رابطهء انتظام و مصادقت و دوستى حكام و سلاطين مازندران كه همواره توسل به ذيل مكرمت و عاطفت اين خاندان مىنمودند ، حقوق خصوصيت مودت موروثى ، نصب العين ضمير آفتاب تأثير گشت و بر سنن معهود و طريق مألوف سلوك نموده ، براهيم كياى حاجى محمد شكورى را نزد حكام و سلاطين رستمدار و مازندران پيغام فرستاد كه چون حضرت ميرزا على ، همواره در انجمن و خلوت ، از حضرت عزت كه منبع فيض رحمت و مصدر نور هدايت است ، توفيق استرشاد توبه و انابت و عبادت مىنمود و همت بر ادراك نور حقيقى و تحصيل خير كلى مقدر مىداشت ، مضمون « و اللّه ولىّ الفضل و ملهم العقل منه المبدا و اليه المنتهى » بدرقهء انجاح نيت خير و مدعاى انور شده ،
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص١٨٢