كهن زاينده خواهد گشت و قصر محبت و دوستى و بناى عمارت يكجهتى طرفين ، به قواعد قوايم عهد استحكام خواهد يافت . با وجود اين حكايت ، سديد را حضرت سلطان حسن ، نزد اميره حسام الدين پيغام فرستاد كه آن اشارت به انقياد پيوسته و آن امنيت به حصول موصول گشته . كيا فريدون مقتول و ميرزا على معزول است . مأمول [ آن ] كه چون منطق رأى مبين ، وعده صادقه را آيت تمام است ، خلاف عهد جايز نشمرده ، چاشنى محبت و يكجهتى طرفين چنان مقوم و بلند گردانند كه تطرق زمان را در هواى آن قوام ، اثر سستى ظاهر نشود .
سديد كه به خدمت اميره حسام الدين رفت و تمهيد مقالات نمود ، مؤثر نگشت ، گوئيا اميره حسام الدين ، از غايت نفاق با حكام بيهپيش « 1 » با خود عهدى موكد به تحليف كرد و بر لوح ضمير نقش بسته كه تا اختتام عمر با سلاطين بيهپيش زندگانى به نفاق كند و ساحت خاطر را از زينت لباس عهد مصون دارد . بيت :
عهد درست با تو چو خسرو ببسته بود * نشكست و هست اى مه سيمين بدن بدان
« نحن كما كنّا و العناء زيادة » در جواب پيغام فرستاد كه اگر وقوع عهد بين الجانبين مقصود و مطلوب باشد ، همچنانكه پدر من كه اميره دباج بود ، مدة العمر به بيهپيش اقامت مىداشت ، ميرزا على را نيز نزد من بايد فرستاد تا وظايف عهد به تقديم پيوندد .
اين پيغام كه سديد به خدمت سلطان حسن رسانيد ، مادهء غضب استيلا يافت و قوت خشم زياده گشت . خبر قتل فريدون و عزل حضرت ميرزا على كه اميره حسام الدين تحقيق نمود ، متوجه لاهجان و رانكوه گشت و نهب و غارت
هامش
( 1 ) - در اصل : بيهپس