و احراق بيوتات كرده مردم لاهجان و رانكوه هجوم نموده ، به هر موضعى كه بيهپسيان را مىيافتند ، در قتل و حرب تقصير نمىكردند . بيهپسيان عاجز شده ، به هر طرف كه مىرفتند ، راه نجات مسدود مىديدند . به هزار حيله از سر پل سفيدرود گذشته ، به بيهپس رفتند .
فصل [ دوم ] در فرستادن حضرت سلطان حسن ايلچى نزد سلطان هاشم و حكام رستمدار و مازندران
ذات شريف سلطان حسن كه مستدعى خير و دافع مواد شر و مسكن اوجاع علل خلل و عناد و فساد و مقتضى قانون صداقت و دوستى و حفظ اخوت و مروت و يكجهتى و مخالطت و ممازجت بود و احياء اين مكارم و ابقاى اين مراسم ، نفس مزكاى معلى را فطرى و در ذات ستوده متمكن و جهت نظام احوال مختلفهء ملك و ملت و طباع متفاوتهء اهل ايام سعادت ، استيفاء ابواب تهذيب اخلاق و تنقيح مزاج حكام اطباق كه تحصيل اين آداب طبيعت قدسى آن حضرت را ملكهء شريفه شده و شرايط اين استعداد ، از ساير افراد انسانى ، ذات مبارك را حاصل گشته ، واجب و متحتم مىدانست . از اينجهت مقدمهء شروع به تعديل و تمزيج اخلاق سلطان هاشم فرمود و به تبليغ رسل و رسائل قيام نموده ، معتمدى را نزد سلطان هاشم پيغام داد كه مخلوقات بشرى بدل و عوض دارند . اما پدر و مادر و برادر را بدل نتوان پيدا كرد و رعايت رتبهء اخوت و كهترى و مهترى را موهبت عظيمى از موهبات الهى بايد شمرد . چه مدت چهل سال به وظايف خدمات و قبول طاعات بر مقتضاى طبيعت حضرت ميرزا على قيام نموده و به جادهء اطاعت و انقياد چنان ثابت و راسخ شده كه گرد ناملايمى پيرامون آينهء ضمير مبارك ايشان نگشته است . عاقبت بواسطهء دفع فريدون كه فضولى و خودمشناسى او از حد گذشته و فساد او به مخمصه