تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
توبهء نصوح شامل حال و كافل احوال ايشان گشت و رتبهء حكومت و منزلت سلطنت را بىاكراه و اجبار ، بدين مخلص رجوع فرموده ، آنچه مكنوز خاطر اشرف بود ، به كلك بيان ، ثبت صحيفه محبت و مودت گردانيده ، به توشيح عالى مزين ساخته است ، تا همكاران بىريب اطلاع به حقيقت احوال فرمايند . مأمول كه بر نهج معهود و عادت مألوف بنيان محبت و مودت را به قواعد عهد استحكام دهند و اساس يك‌جهتى قديمى را ثابت و راسخ گردانند كه همگى عزيمت محصور و مقصور بر آن است كه فيما يستقبل من الزمان بعد مساعدة التوفيق من المهيمن المنان ، به نوعى بساط نشاط معيشت محبت و و داد گسترده شود كه محسود ابناء روزگار باشد . براهيم كيا كه صحبت حكام مازندران را دريافت و تمهيد مقالات نمود ، آقا رستم در جواب فرمود كه عهد همان است كه با ميرزا على كرده‌ايم ، با شما نيز عهد داريم . حكام و سلاطين رستمدار و مازندران كه آشوب گيلان را فهميدند ، مرفه الحال و فارغ البال مىبودند كه چند نوبت از لشكر گيلان گوشمال عظيم يافته بودند ، به ازدياد فترات چشم [ مى ] داشتند . جوابى كه سلطان هاشم به خدمت سلطان حسن به ايلچى پيغام فرمود ، اين بود كه چون در زمان حكومت ميرزا على لشتنشاه و پاشجا و كرجيان و طالغان ، تعلق به آن حضرت داشت و اخلاق كريمهء آن حضرت ، متمم خلق و احسان و مقوم قوانين مروت و امتنان است ، توقع كه الكاى مذكور كه در حيطهء ضبط قلم ديوانيان عالى است ، بىكسور و قصور به تصرف ديوانيان اينجانب رجوع فرمايند ، تا علاقهء اخوت و طاعت‌دارى در تزايد و تراقى و اعلام مودت قائم و باقى و وظايف خدمت بىارتياب ، متضاعف و متوالى باشد و رتبهء بهترى و رسوم عاطفت و مهترى شايع و بر عالمان واضح و لائح باشد .