تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
راه سعادت عدل و وثوق عهود ، از اميره حسام الدين مسدود و طريق صواب از نظر رويت او مسلوب است . با وجود عزيمت ايشان به ممالك ديلمان ، جهت خرابى بيه‌پس فرجه‌اى و فرصتى بهتر از اين نخواهد بود و ديدهء بينش بيه‌پسيان از مشاهدهء اين تدبير بىنور است . صلاح در آن مينمايد كه لشكر تنكابن و سپاه تمام گيلانات ، در عقد فرمان يكى از برادران كامياب بوده ، به سردارى كارگيا محمد و فريدون متوجه تخريب رشت شوند و آنچه مقدور باشد به تقديم رسانند و سپاه الكاى پشت‌كوه به حدود ديلمان جمعيت نمايند . تا چون خبر معسكر نمودن سپاه گيلان به رشت ، بيه‌پسيان استماع نمايند ، سراسيمه شده راه ادبار پيش گيرند و جنود جمعيت نمودهء پشت‌كوه عقب‌گيرى كرده ، استيصال بيه‌پسيان به واجبى نمايند . چون اين مشورت به صلاح مقرون گشت ، در جميع خواطر اتباع و و اشياع سرايت كرد و سلطان هاشم متعهد معسكر و مرتكب به رشت رفتن گشت و در ساعت از مجلس نهضت نموده ، متوجه لاهجان شد و لشكر پشت‌كوه را در ربقهء اطاعت و تحت فرمان حضرت سلطان حسن قرار داد تا در ديلمان معسكر نمايند . ميرزا على بازديد عساكر پشت‌كوه نموده ، سفارش به سلطان حسن كرد و از راه چاك‌رود به و سمجان رفت و مراقبت مىنمود تا از آشيان تقدير چه نتيجه پرواز خواهد كرد . اميره حسام الدين از راه خرگام به ديلمان آمد و عزيمت خرابى كه تصميم خاطر بود ، به ظهور رسانيد و آتش فنا در خرمن هستى ديلمانيان زد و مال صامت و ناطق و طارف و تالد را غارت كرد . و سپاه پشت‌كوه كه در عقد فرمان و طاعت حضرت سلطان حسن بودند ، به اختيار خود را
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 168 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده