تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
دفينهء اسرار گشوده ، مرتبهء ولىعهدى كرامت فرمود . حضرت اعلاى خانى كه در ديلمان تشريف مىداشت ، خبر بهجت اثر مراجعت به خيراب كامگار كه استماع فرمود ، دل مبارك كه از حركات فريدون پرغصه بود و اشتياق دريافت خدمت و شرف صحبت پدر بزرگوار ، سايهء كردگار ، فوق ما يتصورة الاوهام داشت ، به رسم استقبال به مقام اوان ، از سعادت ادراك صحبت مستفيض گشت و به شرف رؤيت [ و ] دريافت ديدار مبارك ، برخوردارى تمام حاصل كرد و شرح حقيقت حالات بروجه اتم عرضه داشت . و حضرت سلطان حسن فر حضور شريفش را از كرامت الطاف الهى هديهء منزل و عطيهء بىبدل دانست و ديدهء مقصود از چهرهء مباركش نور افزود و پشت استظهار قوى گشت و از تقرير دلاويز و سخنان نصيحت‌آميز ، آثار جهاندارى و سلطنت تفرس نمود و به نور فر و بهاى چنين خلفى صاحب كمالى مسرت افزود و بر سبيل وجوب ، دفع فريدون ثبت صحيفهء خاطر مبارك شد و مراقبت فرصت انتقام را بر خود واجب گردانيد . خبر مراجعت حضرت سلطان حسن كه به مسامع جلال ميرزا على رسيد ، بلاتوقف از گيلان متوجه ديلمان گشت و رايات سعادات به ديلمان منصوب گردانيد . حضرت سلطان حسن به اتفاق حضرت اعلاى خانى جهانبانى ، از اوان ، متوجه لسپو شدند . جميع اكابر شكور شرف حضور و رؤيت ديدار مبارك را سعادت ابدى دانستند و كيا هند - فرزند كيا تاج الدين - كه سالار سپاه شكور و [ از ] اكابرزاده‌هاى ديالمه و صاحب قبايل بود ، به شرف آستان بوسى سرافراز گشت . حضرت سلطان حسن نيز كيا هند را به مجلس مقاربت و مصاحبت راه داد و بعد از ادارت اقداح شادكامى ، كيا هند افعال قبيحه و حركات رديه و بىسرانجامى كار فريدون را عرضه داشت و اظهار اخلاص و الحاح و التماس به قبول عبوديت خود نمود و به وثيقهء عهد موثوق گشت .