لشكرى بر مثال
« غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ »
قريب ده دوازده هزار مرد و زن و كودك شيرخوار را به قتل آوردند و لحوم اكابر آن ولايت راد سوم مجلس و طعوم لذيذ محفل گردانيدند و مير سين كيا را محبوس قفس و هدف تير استهزاء ناكس و كس و رقم دفتر قصص ساختند .
در اثناى اين فتح حضرت سلطان حسن به اردوى شاهى رسيد و اعاظم امراى شاهى مثل لله بيك و دده بيك و شيخ نجم كبرى و ديگر امرا ، در وظايف استقبال شرايط تعظيم و تكريم و اجلال بهجاى آوردند و به اعزاز هرچه تمامتر به مجلس شاه عالمپناه درآوردند . حضرت شاه گوهر خير المقدم از صدف دهان مبارك بيرون كرد و بدين سعادت التفات ، محسود نيرين ساخت و قصهء تسخير قلعه و قيد مير سين كيا ، مذكور مجلس عالى گشت و از توفر التفات شاهى ، ديدهء مقصود روشنائى افزود . بعد از انصراف شرف صحبت ، امراى حضرت ، به رسم تعظيم در پيش سلطان حسن بوده ، قرب جوار خيام خاصهء شاهى ، به خرگاهى كه تعيين كرده بودند فرود آوردند و مهمانداران به وظايف تعظيم ، كمر خدمت بر ميان بستند و به انواع اطعمه مجلس را آرايش دادند .
پنج شش روزى كه نواب شاهى به منزل فتح شرف نزول فرمودند ، عنان جهانگشا ، در ظل اقبال ، بر سمت سوق بلاق انعطاف فرمود و عيد قربان در موضع شميران سمت وقوع يافت و در آن منزل بساط مجلس بزم گسترانيدن فرمود و در آن مجلس نواب شاهى ، رخسار نشاط و طرب برافروخت و اقداح فرح و شادكامى داير گردانيد و جام خورشيد صفت سپهر جلالت ، پر از جواهر ياقوت ساخت و امراى نامدار چون سبعهء سيار در سلك صجتيان درآورد و در مجلس آسمانفرسا انتظام يافتند و رؤوس لشكرى در چمن بندگى بر مثال سرو سهى به قدم اخلاص راست ايستادند . نور حضور شريف