تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
مشناسى را دوامى و باطل را نظامى نيست ، به ييلاق باغ حسام الدين فرصت جسته ، عباس را به قتل آورد و عرصهء بيه‌پس از لوث فتنهء عباس خالى كرد و مواد شرور به كلى منقطع ساخت و صدق نص
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
به وضوح انجاميده و برادران و خويشان « 1 » عباس ، اين صورت را دانسته ، تحاشى جستند . برادران عباس - سلارو حاجى هند - را كه هم آنجا به دست آورده ، به قتل آورد . و برادر ديگر عباس - ركابزن - و فرزندان اميره هند شفتى كه خواهرزاده‌هاى عباس بودند ، فرار نموده ، به خدمت ميرزا على به ديلمان آمدند . حضرت ميرزا على بعد از تحقيق اين قصه ، از اردوى سامان متوجه ديلمان گشت و به طلب برادران فرستاده ، به ديلمان آورد و از فر حضور ايشان بهره يافت و از مشروحهء احوال عباس باخبر ساخت . چون در آن مجال ، صاحب مشورت و معتمد و مشير و مشاراليه فريدون بود و او مردى خردسال و خودرو و پروردهء ناز و نعمت حضرت ميرزا على و تجربهء روزگار نيافته و مدبرى از امرا در ميان نه كه فكر او به صلاح مقرون بود و از عاقبت كارها انديشد و حدوث قصهء قتل عباس ، از آثار دولت روز افزون حضرت اعلى مىدانستند و اين فرصت را غنيمت مىشمردند و اين معنى خاطرنشان ميرزا على شده كه بيه‌پس از سرداران خالى است و تسخير بيه‌پس در اين محل به ايسر وجه ميسر . بيت :
معشوق موافق است و ايام به كام * اين دم نكنم نشاط كى خواهم كرد
اما با وجود آزمايش لشكر و امتحان جنود و عسكر و شكست مكرر ، جاى آن بود كه دامن دولت فراهم آورده ، دل خود را سكينهء عنايت الهى
هامش
( 1 ) - در اصل : خيشان .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 150 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده