تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
حاصل كردند . كيا فريدون با ملازمان آستانهء رفيعه عليه و سپاه رانكو و كيا كالجار با خدمتگاران حضرت سلطان حسن معد و آماده شدند و قيد فرزند سلطان حسين كيسمى را به مرابط حيله شهرت دادند و از رانكوه به راه پلورود ، به چاكرود و از چاكرود به انبوه و از آنجا وقت شام سوار شده و به ديه دوشاب فروآمده ، اسپان كه جر خوردند ، سوار شده ، به اسپه ران كه پاى قلعهء لمسر است و مقام مير غياث الدين ، ايلغار بردند و قبل از نماز صبح آنجا رسيدند و مير غياث الدين دستگير شد . بر موجب امر عالى ، به قلعهء لمسر مقيد ساختند و مال و جهات بسيار مضبوط شد و به جهت تقسيم اموال و جهات ، ميان كالجار و فريدون خصومت و كدورت ظاهر شد و به اتفاق لشكر از آنجا به خدمت ميرزا على به رانكوه رسيدند . اين موسم كه فصل بهار بود ، حضرت سلطان حسن را نشاط گشت گرجيان از خاطر شريف سر برزد و از حضرت ميرزا على رخصت حاصل كرده ، متوجه گرجيان شد . بعد از فراغ حضور قشلاق گرجيان ، هواى ييلاق تشميم فرموده ، متوجه واره كوه و جنده رودبار شدند و بساط عشرت و خوشدلى گسترانيدند ، از فروغ نوشانوش بادهء ارغوانى ، ماه رخسارش رنگ لعل بدخشانى مىگرفت و از آواز نغمات ملايمهء رود و سرود به مشرب عالى ، مذاق عشرت زياده مىگشت ، بيت :
سلطان حسن شهى كه به اميد بزم اوست * گردان مدام ساغر زرين آفتاب
وقتى چند كه از گشت و شكار تلال و وهاد آن ولايت محظوظ شدند ، از آنجا حركت به صوب لسپو ، تصميم خاطر شريف شده ، به امضاى آن عزم جزم فرمود و متوجه لسپو گشت . حضرت ميرزا على نيز از رانكو به ديلمان نزول اجلال و حلول اقبال