و مجروح بود ، تربيت كيا فريدون را مرهم شفارسان دانست . و برفور امور ايالت و سلطنت به تنظيم عقود و اطوار امارت كيا فريدون مرتب فرمود و منصب امارت مير و سپهسالارى رانكو نامزد استحقاق ايشان گردانيد و در بلندى درجه و ارتقاى رتبه ، از ساير امرا به حسن عاطفت و نظر رعايت امتياز فرمود و همت پادشاهانه بر مناظم امور مملكت مصروف ساخت . هرچند آثار محاسن و مكارم حضرت ميرزا على چون فيض آفتاب ، در آفاق جهان مشهور است بر زبانها ، بسان تسبيح حمد او مذكور ، اما خصايل ذميمهء كيا فريدون و بدگوهرى و خبث باطن ، بر حميده راجح بل ارجح بود و با وجود آنكه در تفويض منصب ، تباين و تمايز ميان نور و ظلمت بديهى است و الحان كلام بديع النظام
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها »
واجب التلقى ، اما با وجود علم بدين معنى ، خاطر شريف مايل عمل آن نمىشد . بيت :
دو صد بار اگر مس در آتش كنى * گذارى از او زر نيايد برون
و در اين محل حضرت اعلى را از دريافت شجاعت كيا هند و محاربه با بيهپسيان ، در گوكه حسن اعتقاد زياده گشت و مسند سپهسالارى شكور نوبت دوم به او تفويض كرد .
كيا فريدون كه خود را به منصب امارت و جلالت ثابت و مستند و مستظهر به عنايت كاملهء ميرزا على ديد حصول مقصود و اثبات قدر و مرتبهء خود را فرصت مغتنم شمرده ، از مير غياث الدين كه انواع قابليت تفرس كرده بود و در قضايا تابع و زيردست خود نمىديد ، احتمال حركات خارجهء ايشان كه پيرامون ضماير گشته بدين معنى متهم و نصب العين ضمير حضرت اعلى گردانيده بود . بدين وسايل خصوصا به وسيلهء طمع مال در